دوگانگى نگاه شاملو و سياب به اسطورهاى مشترك
داود نجاتى « 1 »
يعقوب انصارى « 2 »
خديجه نجاتى « 3 »
چكيده
العازر يكى از مهمترين اسطورههايى است كه مفاهيم شاعرانه و خيالانگيز فراوانى در ادبيات به او اختصاص يافته است . داستان زندگى و نوع برخورد او در ماجراى به صليب كشيده شدن حضرت مسيح ( ع ) از موضوعاتى است كه شاعران طلايهدار شعر نو در ادبيات پارسى و عربى هر يك از زاويه ديد خود به آن نگريسته و با ابزارها و فضاهاى تكنيكى و هنرى شعر خويش به اين موضوع پرداختهاند .
در ذهن احمد شاملو و بدر شاكر السياب ، به عنوان دو پيشگام و پيشاهنگ شعر معاصر ، داستان العازر به صورتى كاملا بكر و تازه بازآفرينى و واكاوى شده است . اين پژوهش ، كوششى تطبيقى - تحليلى در راستاى رسيدن به نگاه دو شاعر ، و استفاده آن دو از اين اسطوره مشترك است .
اين پژوهش گوياى اين مطلب است كه على رغم وجود اسطوره مشترك العازر ، دو شاعر ايرانى و عراقى ، شاملو و سياب ، نگاهى كاملا متفاوت به اين اسطوره و ماجراهاى آن داشتهاند . شاملو تحت تاثير انديشههاى مسيحيت ، كاركردى مسيحى را در داستان اسطورهاى خود دنبال مىكند و از العازر چهرهاى مثبت ارائه مىدهد ، در صورتى كه سياب ، با ايدئولوژى اسلامى به بازآفرينى اسطوره خويش پرداخته و نمود منفى اين شخصيت اسطورهاى را به تصوير كشيده است .
كليد واژه : شاملو ، سياب ، العازر ، اسطوره ، ادبيات تطبيقى .
هامش
( 1 ) . دانشجوى دكترى زبان و ادبيات عربى دانشگاه اصفهان /D nejati 1364 @ yahoo . com( 2 ) . دانشجوى كارشناسى ارشد ادبيات فارسى .
( 3 ) . كارشناس ادبيات فارسى .