نقد ترجمه اساليب حال در ترجمههاى فارسى قرآن كريم
داود نجاتى « 1 »
مريم باقرى « 2 »
چكيده
با توجه به ارتباط ژرف و ريشهدار ميان زبا ن عربى و فارسى ، نياز به تدوين اصول ترجمه بيش از پيش احساس مىشود . قرآن كريم ، كتابى آسمانى و بى بديل است كه به زبانهاى گوناگون دنيا ترجمه شده است . آنچه را كه يك مترجم قرآنى مىتواند به عنوان غايت خود در ترجمه قرآن دنبال نمايد ؛ تلاش براى انتقال درست آموزههاى قرآنى به زبان مقصداست ، چرا كه معادل يا بى عباراتى كه عيناً گوياى معناى بلند و بليغ آن اثر گراسنگ ، همراه با رعايت سبك و سياق آن باشد از توان بشر خارج است . قرآن كريم ، بارها به زبان پارسى ترجمه شده است . اگر نگرشى به اين ترجمهها داشته باشيم ، آشكارا ناهمگونىهايى در واژههاى جايگزين شده ونيز چينش آنها مىبينيم . اين پژوهش به بررسى ترجمه اسلوب حال در ترجمههاى قرآن كريم به زبان پارسى مىپردازد . روش تحقيق در اين پژوهش بر ارزيابى و مقايسه تطبيقى ترجمههاى فارسى قرآن در ترجمه اساليب گوناگون حال مىباشد .
كليد واژه : قرآن كريم ، اساليب حال ، ترجمه فارسى ، نقد و بررسى .
هامش
( 1 ) . دانشجوى دكترى زبان و ادبيات عربى دانشگاه اصفهان /D nejati 1364 @ yahoo . com( 2 ) . كارشناس ارشد علوم قرآن و حديث .