تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
وكلّ ما ذكره الصدوق في هذا الكتاب بدون السند فهو أيضاً عبارته . فرأيتُ أن أذكر في مواضعه أنّه منه ، لتندفع اعتراضات الأصحاب وشبهاتهم . والظاهر أنّ هذا الكتاب كان موجوداً عند المفيد أيضاً ، وكان معلوماً عندهم أنه من تأليفه عليه السلام ؛ ولذا قال الصدوق : ما أفتي به وأحكم بصحته » . « 1 » وى در لوامع قدسيه مى نويسد : « ظاهرش آن است كه على بن بابويه اين عبارت را و ساير عباراتى كه به پسرش نوشته است از كتاب فقه رضوى برداشته باشد ، بلكه اكثر عباراتى كه صدوق از خود مىگويد از آن كتاب برداشته باشد . و اين كتاب در قم ظاهر شد و نزد ما هست . و ثقه عدل قاضى مير حسين طاب ثراه قريب به ده سال قبل از اين ، از روى آن كتاب نوشته بود ، و چند جا خط حضرت امام رضا صلوات الله عليه بر آنجا بود كه من اشاره كرده‌ام به آن ، و صورت خط حضرت را قاضى نوشته بود ، من نيز نوشتم . و از موافقت آن نسخه به آن نسخه من لا يحضره الفقيه ظنّ قوى به هم مىرسد كه على بن بابويه و محمد بن على هر دو علم داشته‌اند به آن كه اين كتاب تصنيف آن حضرت است كه گفته است صدوق كه ميان من و خدا حجت است . و چون سهوى واقع شد بنده را ، تا اينجا ملاحظه نكردم و از اينجا تا به آخر إن شاء الله تعالى اشاره به آن خواهم كرد . مظنون اين است كه قدما خصوصاً صدوق اين كتاب را داشته است ، و يقين داشته است كه تاليف حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا صلوات الله عليهما است ، به آن عمل مىكرده است و ديگران به اعتبار جلالت قدر او ، اعتماد به گفته او مىكرده‌اند و جمعى نيز خود داشته‌اند ، و دو شيخ فاضل صالح ثقه گفتند كه اين نسخه را از قم به مكه آوردند ، چون نسخه قديمى بود و خطوط اجازات علماء بر آن بود و
هامش
( 1 ) . خاتمة المستدرك ج 1 ص 231 به نقل از فوائد سيد بحرالعلوم و مفاتيح الاصول سيد مجاهد .