العاملى در اثناء درس مىگفتند كه اوّل كسى كه كتب حديث را به ايران آورد پدر من بود . عرض نمودم كه در كتابخانه جدّ بنده و كتابخانه آميرزا محمد ابوالفتوح و كتابخانه مير شجاع الدين محمود بود . در جواب فرمودند كه همين كتابخانه بود ، كسى مىخواند و چنين بود . و الحال قريب به چهل سال است كه سعى نمودم ، و به مرتبه اى رسيده است كه در بسيارى كتابخانه جميع كتب مكرّر هست ، بلكه در قرى از اصفهان و ساير بلاد منتشر شد ، و آب رفته به جوى باز آمد .
والحمد لله ربّ العالمين كه اكثر فضلاى عصر ، اوقات شريف ايشان صرف حديث مىشود ، و روز به روز در ترقّى و تزايد است ، و به سبب هجران كلّى كه بر اخبار واقع شده بود و كسى نمىخواند ، تصحيفات و اغلاط بسيار واقع شده بود ؛ بتأييد الله تبارك و تعالى در روضة المتقين اكثر به اصلاح آمد ، و الحمد لله ربّ العالمين كه در اين شرح [ فارسى ] تمام شد هر چه در اين كتاب تقصير شده بود .
والحمد لله ربّ العالمين كه پادشاه جمجاه ملايك سپاه ، قدوه اولاد سيد المرسلين صلى الله عليه و آله و زبده احفاد ائمه طاهرين ، صلوات الله عليهم اجمعين ، رشك پادشاهان متقدّمين و متأخّرين ، اكثر اوقات شريف ايشان و امراء جليل القدر عظيم الشأن ايشان نيز صرف مطالعه و مباحثه حديث مىشود ، و اكثر صحبت ايشان خواندن اين شرح است ، و اميد هست كه بمه وجب حديث شريف كه از حضرت سيد المرسلين و ائمه طاهرين صلوات الله عليهم مشهور و معروف است كه
« النّاس علي دين ملوكهم »
چنان شود كه در جميع بلاد ايران ، اطفال ايشان عالم باشند ، و بمه وجب منطوقه حديث حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله كه فرمودهاند كه دين مبين بر دو پا قائم است ؛ يكى به تعظيم امر الله ، و يكى به شفقت على خلق الله ، چنين شده است كه در خلوات در تعظيم اوامر الهى مىكوشند ، و در جلوات در شفقت على خلق الله نهايت سعى مىفرمايند . و اين شرح نيز به بركت توجّهات ايشان در اندك روزى به اين جا رسيده است ، اميد از فضل الهى دارد كه اجل امان دهد كه تمام شود » .
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 379
مساهمون: الشيخ رحيم القاسمي
ص٣٧٩