اميرالمؤمنين و سيده نساء أهل الجنة أجمعين و سيدَى شباب أهل الجنّة و سيدالساجدين سلام الله عليهم أجمعين را در واقعه طويلى ديدم ، در حالتى كه بيمارى عظيمى روى داده بود و اطبّاء مأيوس شده بودند .
به بركت آن واقعه شفا يافتم و حضرت سيدالمرسلين صلى الله عليه وآله [ در خواب ] چند چيزى عطا فرمودند از طعام و ميوه بهشت . از آن جمله سه سيخ طلا كه كباب بود و هر لذتى كه تصوّر نكرده بودم در آن بود ، و به هركس مى دادم چيزى كم نمى شد ، و من به حضّار مجلس مى گفتم كه من مكرّر به شما نمى گفتم كه طعام بهشت صد هزار مزه دارد و هرچه مىخورند عوض آن به هم مىرسد ؟ !
و ميوه اى كرامت فرمودند شبيه به هندوانه ، و از آن نيز مىخوردم ، و صد هزار مزه داشت ، و به ايشان مى گفتم و مى دادم و ايشان ملتذّ مى شدند . . .
و چون دأب بنده است كه در هرمرتبه كه در واقعه به خدمت يكى از حضرات معصومين ، صلوات الله عليهم اجمعين ، مى رسم مدّاحى ايشان به لسان حال مى كنم و ايشان تصديق مى فرمايند ؛ در اين واقعه نيز عرض مى نمودم كه : توئى كه مظهر كمالات الهى ، توئى كه مخزن اسرار الهى ، و توئى كه مقصودى از خلق كونين !
و آن حضرت تصديق مى فرمودند .
بعد از آن عرض نمودم كه : يا رسول الله ! اقرب طريق به جناب أقدس الهى كدام است ؟ فرمودند كه : آن چه مىدانى .
عرض كردم كه : از كدام طريق بروم ؟ فرمودند : به همين راهى كه مى روى .
و شفقت بسيارى از اين شش معصوم به بنده خودشان واقع شد .
و بعد از صحّت ، شروع در روضة المتقين شد ، و به اندك زمانى به اتمام رسيد .
و باز شروع در اين شرح [ فارسى ] شد ، و تا غايت كه قريب يك سال است ، با أشغال بسيار ، قريب به صد هزار بيت نوشته شده ، و شرح صحيفه كامله و تفسير مجمع البحرين نيز شروع شده است . . . و بر همه كس ، إلا مَن شذّ ، ظاهر است كه اين بنده ،
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 343
مساهمون: الشيخ رحيم القاسمي
ص٣٤٣