عمر عزيز را صرف اين علم نمودم ، و حال چنان شده است كه هركس سواد داشته باشد بر همه احاديث اطلاع تواند به هم رسانيد . و در واقعه ديدهام كه [ اين دو شرح ] عالمگير خواهد شد ، كه در جميع بلاد و اهل ايمان منتشر شود . . . و من خود لا شىءام ، و هر چه از من واقع شده است از فضل الهى است ، والحمد لله ربّ العالمين » . « 1 »
3 . مكاشفه و صحّت زيارت جامعه
مولانا محمد تقى در آغاز شرح زيارت جامعه از لوامع مى نويسد :
« امّا سند اين شكسته چنين است كه : بيست و هشت سال قبل از اين ، « 2 » به شرف زيارت حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه ، مشرّف شدم ، و به خاطر فاتر رسيد كه فى الجمله ربطى به هم رسد ، تا زيارتى با ربط به آن حضرت توانم كرد .
مشغول رياضت شاقّه شدم ، و اكثر ايام در مقام حضرت صاحب الأمر صلوات الله عليه مى بودم كه واقع است در خارج نجف اشرف . و بعد از ده روز تقريباً كشف حُجُب شد ، و محبّتى مركّب به هم رسيد از محبّت حق سبحانه و تعالى و محبّت آن حضرت صلوات الله عليه . و شب ها پروانه وار بر دور روضه مقدّسه مى گشتم ، و گاهى در رواق عمران مى بودم ، و روزها در مقام حضرت صاحب الأمر ، تا به مرتبه اى كه مى يافتم كه اگر در آنجا مى بودم ، دو سه روزى بيشتر نبوده و اصل مىشدم . « 3 »
و با خود قرار داده بودم كه در زمستان در نجف اشرف باشم ، اگر بمانم .
و مكاشفات بسيار رو داده بود ، تا آن كه شبى نشسته بودم در رواق عمران .
هامش
( 1 ) . لوامع صاحبقرانى ج 1 ص 4 5 .
( 2 ) . حدود سال 1038 ق .
( 3 ) . در حاشيه نسخه خطى كتابخانه ابن مسكويه اين مطلب اضافه شده است : يعنى از حالت خود چنين مى يافتم كه اگر دو سه روز متصل در آستانه مقدسه مى ماندم فوت مى شدم از نهايت شوق ؛ لهذا روزها به مقام حضرت صاحب الأمر صلوات الله عليه مى رفتم .