فرض شود ، دليل بر آنست كه كرهء زمين نسبت بمريخ در حكم يك نقطهء كوچك است .
( ص 342 )
- گرمتر احساس كردن سرب گداخته از خود آتش ، دليل بر خطاى حواس در انسان است . ( ص 343 ) .
- مسافر دريا نخست كله كوه را از دور مىبيند ، دليل بر كروى بودن سطح دريا است . ( 344 ) .
III
كساني كه دربارهء « حكمة العين » كارى انجام دادهاند :
- قطب الدين شيرازي ، محمود بن مسعود ( 634 - 710 ق ) صاحب « درة التاج » حاشيهاى بر آن نگاشته است . وميرك بخارى در شرح خويش بيش از دويست بار نام اين حاشية را آورده واز آن نقل كرده است .
- علامهء حلى م 726 ق . ايضاح المقاصد من حكمة عين القواعد ( كتاب حاضر ) را نگاشته است .
- ميرك بخارى ، شمس الدين محمد بن مباركشاه ، گزارشى آميخته بر آن نگاشته كه در دو جلد ، در قازان بسال 1321 ق - 1904 م . چاپ شده است « 1 »
- جرجانى مير سير شريف م 816 ق . حاشية بر شرح ميرك دارد كه در كرانهء
هامش
( 1 ) - از اين دانشمند شرحي بر هدايهء اثيرية نيز در كشف الظنون ياد شده است . كه آغاز آن چنين است : اما بعد حمد الله فاطر ذوات العقول النورية . . . ونسخهاى از شرح ميرك بر اشكال التأسيس سمرقندى در رضوى . ش 127 هست ( فهرست 3 : 339 ) . وحاشيهء أو بر « نور الأنوار » شيخ جيوان چ لكنهو 1877 م . در معجم المطبوعات ياد شده است . چلبى ميرك بخارى را بلقب « جنگى » ناميده وتاريخ مرگ أو را نياورده است . ميرك در « شرح حكمة العين » سخت پيرو قطب الدين شيرازي است ودر بخش نخست اين كتاب در پيرامن يكصد ، وبيست جا از « حاشيهء قطبيه » بر حكمة العين نقل كند ، اما در بخش دوم كتاب كمتر أزين است .
ميرك در اين كتاب از فخر رازي بعنوان « الامام » واز ابن سينا بعنوان الشيخ ، واز شفا وگاهى از « نجاة » نقل دارد ، واز « الملخص » رازي وشرح كاتبى بر آن واز محمد زكرياى بعنوان « رازي » در مبحث جزء لا يتجزأ ونيز همانجا از نظام معتزلي وشهرستانى واز شرح قطب بر قانون ، نقل كرده واز نظر تاريخ آخرين كسى كه از وى نام برد علامهء حلى ( م 726 ق ) است كه از وى بعبارت : « قال الفاضل الشارح » و « أفضل الشارحين » نقل كند ودر چندينجا از « بعض الناظرين في هذا الكتاب » نقل ميكند وگويا اين بعض از فخر رازي استفادههائى كرده است .