آزمايش :
چنانكه ميدانيم از نظر منطق قديم ، استدلال از كلى بجزئى ( قياس ) ركن عمدهء منطق بود ، واستدلالهاى استقرائي وتمثيلى ارزش بسزا نداشت ، وشايد علت اين موضوع آن بود كه بيشتر كوشش آنان در بحثهاى متافيزيكى مصروف ميشد كه دست طبيعت از آن كوتاه بود وقابل آزمايش نبود ، وبخش طبيعي فلسفه را بىارزش مىشمردند وآن را مورد بررسى دقيق قرار نمىدادند ، وحتى وقت خويش را صرف تصحيح نسخههاى آن نميكردند ، وازينروى مىبينيم نسخههاى كتب طبيعي پرغلط وحتى در يك جلد كتاب فلسفي مانند نسخهء زير دست ما ، بخش طبيعي آن مغلوطتر ميباشد . وليكن بازهم در كتب قديم آزمايشهائى ديده ميشود كه بيشتر آنها از دوران فلسفهء طبيعي يونان بجاى مانده است ، ودر كتب اسلامى آنها را بنام « العلامات » و « العجايب » مىخوانند « 1 » اينك بچند آزمايش كه درين كتاب ياد شده است أشارت ميرود :
- ابصار أعشى نور شمس را . چشم مردمان شبكور فقط روشنائى خورشيد را احساس مىكند . ( ص 14 ) .
- سفيده تخم پخته وسنگينتر بودن آن از تخم خام ، دليل بر آنست كه رنگ سفيد ناشى از آميزش هوا با جسم شفاف نيست . ( ص 187 ) .
- مقايسه ميان دو حركت ؛ نخست ، جزء محيط سنگ آسيا . دوم ، جزء مركزى سنگ آسيا ، براي انكار جزء لا يتجزى در ( ص 250 ) كه از « شفا - 1 : 87 » گرفته شده است ، ودر مباحث مشرقيه 2 : 17 نيز دليل نهم قرار داده شده است .
- مقايسه حركت خورشيد در حال ارتفاع وحركت سايهء شاخص بر روى زمين براي نفى جزء لا يتجزى ( ص 251 ) كه از شفا 1 : 90 ومباحث مشرقيه 2 : 17 گرفته شده است .
- اثبات خلأ بوسيلهء آزمايش ؛ برداشتن انگشت از روى جسمي أملس ( صاف ) در ( ص 261 ) كه مانند آن در مباحث مشرقيه 1 : 239 نيز ديده ميشود .
- بالا آمدن آب در لولهاى كه سر ديگر آنرا بمكند ، دليل بر امتناع خلأ ( ص 263 ) كه در شفا « 1 » : 61 بنام « زرافات الماء » خوانده شده ، ودر مباحث مشرقية 1 : 236 و 242 نيز از محمد زكريا رازي نقل شده است .
هامش
( 1 ) - ص 263 ديده شود . كه از شفا 1 : 91 س 27 گرفته است .