تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح المقاصد من حكمة عين القواعد يا شرح حكمة العين ( شرح العلامة الحلي ) — صفحة پيشگفتار 22

مساهمون:

صپيشگفتار ٢٢
- ماندن آب در لولهء سربسته وپائين نيامدن آن ، دليل بر امتناع خلا ، در ( ص 263 ) كه در شفا : 1 : 61 بنام « سراقات الماء » خوانده شده است . ودر مباحث مشرقية 1 : 235 و 242 از محمد زكرياى رازي نقل شده است . - بالا آمدن گوشت در شاخ حجامت . دليل بر امتناع خلأ ( ص 263 ) كه در مباحث مشرقية 1 : 236 - 237 نيز ياد شده است . - شكستن شيشه بدرون اگر تخليه شود . براي انكار خلا ( ص 263 ) كه در مباحث مشرقيه 1 : 237 نيز ياد شده است . - سنگ در ته‌جوى وپرندهء ايستاده در هوا ( ص 264 ) كه در مباحث مشرقيه . ج 1 ص 251 نيز آمده است . - آب پس از انجماد حجم كمترى دارد . دليل براي تخلخل وتكاثف است . ( ص 281 ) - سر شيشهء تخليه شده را كه وارونه بآب فرو كنند ، آب را بدرون كشد ، واين دليل بر آنست كه هر جسم داراى گنج طبيعي مخصوص است ( ص 281 ) كه در مباحث مشرقيه 1 : 242 وشفا 1 : 67 نيز ديده ميشود . - نسبت واحدهاى حركت وسكون ، ميان أسب تندرو در حال تاختن وميان حركت خورشيد ، دليل بر آنست كه « آهسته » مركب از حركت وسكون نيست . ( ص 288 ) كه در شفا 1 : 91 ومباحث مشرقيه 1 : 603 ديده ميشود . - حركت شخص ساكن در كشتى براي اثبات مكان ، در ( ص 265 ) وبراي اثبات حركت عرضى در ( ص 294 ) . - حجر نازل وملاقاتش با خردله در راه ( ص 293 ) كه مانند آن در مباحث مشرقيه 1 : 621 آمده است . - جهيدن خيك پرباد ( زق منفوخ ) از زير بروى آب ، وافتادن سنگ از بالا بپائين ، دليل است بر « هر جسم داراى ميل بمركز خود است » . ( ص 303 وص 186 ) . - نسبت سرعت حركت در ميان جسم بىميل وميان جسم داراى ميل مخالف دليل وجود ميل بمركز در هر جسم ميباشد . ( ص 306 ) ودر شفا 1 : 149 . - كمي درجهء زاويهء رأس مثلثى كه سر آن در مريخ وقاعدهء آن شعاع زمين