تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
روايت كرده ابو المؤيّد « 1 » به سندهاى خود تا آنكه منتهى شده به امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - كه آن حضرت فرمود كه : « چون پيغمبر از دنيا رحلت فرمود ، قسم خوردم كه ردا از دوش خود نگذارم تا آنكه جمع كنم آنچه ميان دو لوح است ( يعنى قرآن را . ) پس چنان كردم تا آنكه جمع نمودم كلام مجيد را و تعليم كردم به مردم تفسير آن را . » 72 و مخصوص‌ترين مردم به آن حضرت - صلوات اللّه عليه - در اين امر ابن عبّاس بود . يازدهم :

[ حكمهاى عجيب على ( ع ) به سبب علم و فضل ايشان ]

حكمهاى عجيب آن حضرت بود كه دلالت مىكند بر كمال علم و دانايى ، و رسايى فضل و توانايى او : از آن جمله آن حكم بود كه آمدند به محاكمه نزد آن حضرت - صلوات اللّه عليه - دو مرد كه به راهى مىرفتند . يكى پنج گردهء نان داشت و ديگرى سه گرده . چون نشستند به خوردن نانها ، ثالثى آمد و با ايشان موافقت كرد . چون فارغ شدند ، آن شخص سيّم هشت درهم به عوض نانى كه خورده بود به ايشان بداد . صاحب پنج نان گفت : پنج درهم به ازاى پنج نان از آن من است و سه ديگر به ازاى سه نان از آن تو . صاحب سه نان امتناع كرد ، و در ميان ايشان نزاع واقع شد . به محاكمه به خدمت حضرت آمدند . آن عالىجناب به صاحب سه نان فرمود كه : « رفيق تو با تو انصاف ورزيده . » آن مرد گفت : يا امير المؤمنين ! نمىخواهم مگر حقّ
/ 16 B /
خود را ، و آن بيشتر
هامش
( 1 ) . س : ابو المنذر .
دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 49 | محمد باقر شهرستانى موسوى / على اوجبى