يكى : پوشانيدن عورت من است نزد موت من .
و دويم : قيام به امر اهل من .
و سيّم : قيام به وصيّت من دربارهء اهل خود .
و امّا آن سه كه در آخرت دادهاند :
يكى : لواى حمد است كه در روز قيامت به من خواهند داد و من بر علىّ كه بردارد .
و دويم : اعتماد مىكنم بر او در مقام شفاعت .
و سيّم : آنكه مدد مىكند مرا در برداشتن كليدهاى بهشت .
و امّا آن دو چيز كه اميدوارم براى او آنكه برنمىگردد بعد از من از دين خود ، نه گمراه مىشود و نه كافر .
و امّا آن يك چيز كه مىترسم بر او ، پس مكر كردن قريش است با او ، بعد از من . » 507
روايت است از عبد الرحمن بن ابى ليلى از پدرش كه گفت : حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - علم را در روز جنگ خيبر به امير المؤمنين علىّ داد . پس اللّه تعالى به او فتح نمود و بلند نمود آن حضرت را روز غدير خم و مردم را اعلام نمود كه : « او مولاى هر مؤمن و مؤمنه است . »
و فرمود كه : « تو از منى و من از تو . »
و فرمود كه : « قتال خواهى نمود بر تأويل قرآن
/ 146 A /
چنانچه من قتال نمودم بر تنزيل آن . »
و فرمود كه : « تو از من به منزلهء هارونى از موسى . »