تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
امير المؤمنين عرض كرد كه : « مىبايد من شما را بردارم . » آن حضرت فرمود كه : « اگر قبيلهء مضر و ربيعه جمع شوند و جهد كنند ، برنمىتوانند داشت پاره‌اى از مرا تا زنده باشم و ليكن بايست يا علىّ ! » . پس به دست مبارك خود ساقهاى پاى آن حضرت را گرفته ، او را از زمين برداشته ، بلند ساخت تا آنكه سفيدى زير بغل مبارك آن حضرت ظاهر شد . پس فرمود : « يا علىّ ! چه مىبينى ؟ » گفت : « مىبينم كه خداى - عزّ و جلّ - مرا مشرّف كرد به تو تا آنكه اگر اراده نمايم كه دست به آسمان رسانم و او را مسّ كنم ، مىتوانم . » آن حضرت فرمود كه : « بتها را بگير و بينداز . » امير المؤمنين چنان كرد . آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - از زير آن حضرت بيرون رفته و دست از پايهاى او برداشت و آن حضرت بر زمين افتاد و خنديد . آن حضرت فرمود كه : « چرا خنده مىكنى يا علىّ ؟ ! » گفت : « از بالاى كعبه به زير افتادم و به من آزارى نرسيد . » حضرت فرمود كه : « چگونه به تو آزار رسد كه محمّد تو را برداشته و جبرئيل فرود آورده ؟ ! » 489

بحث بيست و هشتم در اينكه ذكر امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - و نظر كردن به آن حضرت عبادت است

روايت كرده خوارزمى از عايشه كه گفت : حضرت رسول اللّه فرمود كه : « ذكر علىّ
دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 346 | محمد باقر شهرستانى موسوى / على اوجبى