يقين كردند كه اللّه تعالى به لطف و صنع خود ايشان را مستور ساخت و حال ايشان عبرتى بود كه به ايشان نمود .
پادشاه يهودى گفت : ايشان بر دين من مردهاند ، بر در غار مسجدى بنا مىكنم ؛ و پادشاه نصرانى گفت : بر دين من مردهاند ، بر در غار ايشان ديرى بنا مىكنم . با يكديگر جنگ كرده ، مسلمانان غالب شدند پس ملك مسلمانان مسجدى بنا كرد .
اى يهودى ! اين است قصّهء ايشان . »
پس فرمود كه : « قسم مىدهم تو را به خدا اى يهودى ! كه آنچه گفتم ، موافق است با تورات شما . »
يهودى گفت : بلى ، يا ابا الحسن ! يك حرف زياده و كم نفرمودى ، يا ابا الحسن ! مرا يهودى مگوييد كه من شهادت مىدهم به « أن لا إله إلّا اللّه و أنّ
/ 138 B /
محمّدا رسول اللّه » و اينكه تو عالم اين امّتى . 488
بحث بيست و هفتم در بالا رفتن امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - بر دوش حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله
روايت كرده خوارزمى از ابو هريره كه گفت : حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - به حضرت امير المؤمنين فرمود روز فتح مكّه كه : « آيا نمىبينى يا علىّ ! اين بتها را بر روى كعبه ؟
آن حضرت گفت : يا رسول اللّه ! مىبينم . »
فرمود كه : « من تو را بردارم تا آنها را بيندازى . »