تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
عليه و آله - رفتم . آن حضرت نشسته بود و بر ران « 1 » راست خود امام حسين را - صلوات اللّه عليه - نشانيده بود و بر ران چپ فرزند خود ابراهيم را ؛ و يك بار اين را مىبوسيد و يك بار آن را . در اين وقت ، جبرئيل امين از نزد ربّ العالمين به وحى نازل شد . چون وحى تمام شد ، حضرت فرمود : « جبرئيل از جانب ربّ من آمده ، گفت : يا محمّد ! خدايت سلام مىرساند و مىفرمايد كه اين هر دو را براى تو جمع نمىكنم . پس فدا كن يكى از ايشان را براى
/ 109 B /
ديگرى . » پس نظر كرد به ابراهيم و گريان شد و نظر كرد به حسين و گريست و گفت : « ابراهيم ، مادر او كنيزى است ؛ هرگاه بميرد ، محزون نمىشود كسى بر او غير من ؛ و حسين ، مادر او فاطمه است و پدر او علىّ ، پسر عمّ من ، گوشت من و خون من ؛ هرگاه بميرد ، محزون مىشود براى او دختر من و ابن عمّ من ؛ و من حزن خود را اختيار كردم بر حزن ايشان . يا جبرئيل ! ابراهيم را قبض روح كنند كه او را فداى حسين كردم . » و بعد سه روز وفات يافت و پيغمبر هرگاه حضرت امام حسين را مىديدند كه مىآمد ، مىبوسيدند و او را در بغل مىگرفت و دندانهاى مبارك آن حضرت را مىمكيد و مىگفت : « فداى كسى شوم كه فداى او كردم پسر خود ابراهيم را . » 356 و فضايل اولاد آن حضرت - صلوات اللّه عليه - از آفتاب ظاهرتر است ؛ و ائمّهء معصومين از اولاد آن حضرت‌اند ؛ و مناقب ايشان از كثرت و بسيارى به شمار در نمىآيد - صلوات اللّه عليهم أجمعين - .
هامش
( 1 ) . س : رون .