تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
و منقول است از جابر بن عبد اللّه انصارى كه گفت : حضرت رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - وليد بن عقبه را به نزد بنى وليعه فرستاد كه صدقات و زكوات ايشان را بگيرد و اين وليد را در زمان جاهليت با ايشان عداوتى بود . چون وليد نزديك منازل ايشان رسيد ، همگى به استقبال او بيرون آمدند كه ببينند كه چه در خاطر دارد و بر عداوت خود اصرار دارد يا نه ؟ وليد از ايشان ترسيده ، برگشت به خدمت حضرت و عرض كرد كه : بنى وليعه مىخواستند مرا بكشند و زكات ندادند . پس چون اين خبر به سمع بنى وليعه رسيد كه به خدمت حضرت رسول چنان عرض شده ، به خدمت آن حضرت آمدند و عرض كردند كه : يا رسول اللّه ! وليد دروغ مىگويد
/ 98 A /
و ميان ما و او عداوتى قديم بود . ترسيديم كه ما را به عداوت خود معاقب دارد . همگى به استقبال او بيرون آمديم و الّا ما را از اداى حقوق واجبه ابا و امتناعى نيست . آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه : « اى بنى وليعه ! ترك اين قسم حركات مىكنيد يا مىفرستم بر شما مردى را كه نزد من مثل جان من است . مىكشد مردان شما را و اسير مىكند زنان و فرزندان شما را و او اين شخص است كه مىبينيد » - و دست بر دوش امير المؤمنين علىّ زد - و اللّه تعالى دربارهء وليد بن عقبه اين آيهء كريمه را فرستاد كه :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا
316 ( يعنى : « اى گروه مؤمنان ! هرگاه فاسقى به نزد شما خبرى آرد ، پس بايد كه آن را تجسّس كنيد و معلوم نماييد صحّت و كذب آن را . » ) و اخبار و احاديث در اين باب بسيار است و احصاى همگى آن ، موجب تطويل است .