تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
عليه و آله - مرغى بريان كرده ، هديه آوردند ؛ و آن حضرت ميل كرده ، فرمودند كه : « بارالها ! بفرست به نزد من عزيزترين خلق را به سوى خود كه با من مشاركت نمايد در اين مرغ . » انس گفت كه : در خاطر خود دعا كردم كه بار خدايا ! اين مرد يكى از انصار باشد . پس حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - آمد . به آن حضرت گفتم كه : رسول اللّه ! مشغول شغلى است ، نمىتوان ديد . آن حضرت رفت و باز آمد ، من همان نحو جواب گفتم . باز به طريق سابق برفت و بازآمد . در اين مرتبه ، حضرت رسول دانست ، فرمود كه : « در را به جهت او باز كن . » چون باز كردم و داخل شد فرمود كه : « يا علىّ ! دير آمدى . » عرض كرد كه : « اين مرتبهء سيّم است كه انس مرا برگردانيد و مىگفت كه شما مشغول امريد . » آن حضرت به من خطاب كرد كه : « چرا چنين كردى ؟ ! » عرض كردم كه : يا رسول اللّه ! دعاى شما را شنيدم ، دوست داشتم كه آن مرد يكى از انصار باشد . حضرت دو مرتبه فرمودند كه : « مردم دوست مىدارند قوم خود را . » 309

بحث سيزدهم در بيان نصّ حضرت رسول است - صلّى اللّه عليه و آله - بر اينكه امير المؤمنين بهترين خلق است صلوات اللّه عليه

ابن مردويه در كتاب مناقب روايت كرده از حذيفه كه گفت : شنيدم از حضرت
دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 244 | محمد باقر شهرستانى موسوى / على اوجبى