اوست كه تو دوركنندهاى از حوض من روز قيامت مردمى چند را ، چنان كه دور مىكنند شتر گم شده را از آب به عصاى خاردار « 1 » ؛ ( يعنى : چنان كه شترى را كه مال ديگرى است و از صاحبش گم شده و در ميان شتران ديگرى درآمده و در وقت آب دادن ، صاحب آنها اين شتر گم كرده را از ميان شتران خود مىراند و بيرون مىكند به عصايى از درخت خاردار ، تو نيز جمعى كه فرمانبردار تو نبودهاند ، از كنار حوض كوثر دور مىكنى و نمىگذارى كه از آن آب بخورند . ) گويا كه مىبينم جاى تو را در كنار آن حوض . » 304
و روايت شده از حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - كه فرمود : روزى مرا وجع و دردى به هم رسيد كه از شدّت آن بيتاب بودم . به خدمت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - رفته ،
/ 96 B /
درد خود را عرض كردم . آن سيّد عالم مرا در جاى خود خوابانيد و خود برخواسته ، به نماز ايستاد و يك طرف جامهء مطهّر خود را بر روى من پوشانيد و نماز كرد ، چنانچه اللّه تعالى فرموده بود .
پس گفت : « يابن ابى طالب ! بدرستى كه شفا يافتى و ديگر المى بر تو نيست و طلب نكردم از اللّه تعالى چيزى را براى خود مگر آنكه مثل آن را براى تو طلب نمودم و هيچ مطلبى از جناب الهى طلب نكردم مگر آنكه حاصل شد الّا اينكه پيغمبرى بعد از من نيست . » 305
و روايت شده از معاذ بن جبل كه گفت : حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - به حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - فرمود كه : « يا علىّ ! زيادتى مىكنم من بر تو به رسالت و نبوّت و پيغمبرى ديگر بعد از من نيست ؛ و تو زيادتى مىكنى بر مردمان به هفت چيز كه محاجّه و معارضه نمىتوانند كرد با تو در آنها كسى از
هامش
( 1 ) . س : خواردار .