يهود مىگفتند : شما بر حقّ نيستيد و نصارا مىگفتند كه : شما بر حقّ نيستيد ، چنانچه اللّه تعالى در كلام مجيد فرموده :
قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْءٍ وَ قالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ .
چون پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - از نماز عصر فارغ شدند ، به خدمت آن حضرت آمدند و اسقف نصارا پيش آمده ، سؤال كرد كه : يا محمّد ! چه مىگويى دربارهء سيّد ما مسيح ؟
آن حضرت فرمودند كه : « بندهء خدا بود و اللّه تعالى او را برگزيده و منتخب كرده بود . »
اسقف گفت : آيا او را پدرى بود كه از او متولّد شده باشد ؟
حضرت فرمود كه : « او از نكاح به هم نرسيده بود كه او را پدرى باشد . »
اسقف گفت : « پس چگونه او را بندهاى مخلوق گفتى ؟ هرگز ديدهاى مخلوق بىپدر ؟ پس عيسى ابن اللّه و پسر خداست . »
پس اللّه تعالى به واسطهء ردّ اعتقاد ايشان ، اين آيات را فرستاد كه :
إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
( يعنى : « بدرستى كه حالت عيسى نزد خداى تعالى مانند حال آدم است كه او را آفريد از خاك و به او گفت كه موجود شود ، پس او موجود شد - يعنى : چنان كه آدم را از خاك بىپدر آفريد ، عيسى را نيز بىپدر ايجاد نمود - و اين حقّ است از جانب پروردگار . پس مباش تو از جملهء شكّآورندگان . پس