« و عرّجوا عن طريق المنافرة ، و ضعوا تيجان المفاخرة » ( يعنى : « ميل نماييد به سوى منزل سلامت و برسانيد خود را به مأمن عافيت و بگرديد از راه منافرت و مخالفت با يكديگر و بگذاريد تاجهاى كبر و مفاخرت را از سر . »
و بعد از آنكه نهى فرمود از منافرت و مفاخرت ، تكلّم فرمود به امرى كه لايق به حال طالب خلاف است تا آنكه برسد به مطلوب يا ايمن شود از فتنه و آشوب و فرمود : )
« أفلح من نهض بجناح » ( يعنى : « رستگار شد كسى كه پرواز كرد به بال خود » يعنى : ظفر يافت به اعوان و انصار خود . )
« أو استسلم فأستراح » ( « يا گردن نهاد و ترك نزاع گرفت به جهت استراحت حال خود » كه اين كس در آن دو حال ، ايمن است از شرّ معاندان تبهكار و مخالفان ستمكار . پس چون اعوان و انصار كه موجب فوز به مطلوبند ، مفقودند ؛ پس لا بدّ سپر صبر به سر بايد كشيد و از شمشير فتنهها گريخته ، خود را به حصن سلامت رسانيد .
و بعد از آن به جهت
/ 56 A /
تسكين فتنه و آشوب ، اظهار تنفّر مىفرمايد از مطالب اين جهان و فرمود : )
« هذا « 1 » ماء آجن و لقمة يغصّ بها آكلها » ( يعنى : « دنيا آبى است گنديده و لقمهاى است گلوگيرنده كه نمىگذارد خورندهء خود را كه لذّت برد از اكل و شرب آن . »
و بعد از آن تشبيه مىفرمايد حال خود را در طلب خلافت ، در غير وقت و
هامش
( 1 ) . س : - هذا .