قيد « بىواسطهء بشر » بيرون رفت امام ؛ از جهت آنكه امام - عليه السلام - خبر مىدهد از اللّه تعالى به واسطهء بشر كه آن پيغمبر است - صلّى اللّه عليه و آله - .
تنبيه : بدانكه معنى « نبىّ » شرعا آن است كه بيان شد ؛ فامّا به حسب لغت نبىّ مأخود است از « نبأ » و نبأ به معنى خبر است ؛ گفته مىشود در كلام عرب : « نبأ » و « أنبأ » يعنى أخبر ؛ و نبىّ بر وزن فعيل است يعنى فاعل ؛ و سيبويه گفته است كه هيچ كس از عرب نمىگويد : « تنبّأ » را بر وزن همزه ، « 1 » و همزه را در نبىّ تركيب كردهاند چنانچه ترك كردهاند در بريّه ؛ و تصغير نبىّ « نبىّ » است مثل نبيع ، و تصغير نبوه « 2 » « نبيّه » است مثل نبيعة ، و جمع نبىّ « نبّاء » و « انبيا » ست ؛ و نيز در كلام عرب « 3 » نبىّ به معنى طلوع آمده است ، چنانچه گفته مىشود كه : « نبأت على القوم نبأ و نبوء « 4 » إذا طلعت عليهم » و نيز « نبأ » « 5 » در كلام عرب به معنى خروج حبّات آمده است ، چنانچه گفته مىشود : « نبأت من الأرض إذا خرجت منها إلى أخرى » ؛ و « نبأت به الأرض ؛ جائت به . » « 6 »
و بدانكه فرق ميان نبىّ و رسول آن است كه نبىّ انسان مخبر است از اللّه تعالى به غير واسطهء احدى از بشر ، اعمّ از آنكه با او كتاب باشد يا نه ؛ « 7 » و رسول انسانى است كه خبر دهد از اللّه تعالى بىواسطهء « 8 » احدى از بشر و او را كتاب باشد ، مثل قرآن . پس معنى نبىّ اعمّ است و معنى رسول اخصّ . « 9 »
الأوّل فى نبوّة نبيّنا - صلّى اللّه عليه و آله - محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطّلب بن عبد مناف ؛ لأنّه ظهر على يده المعجزة كالقرآن و انشقاق القمر و نبوع « 10 » الماء « 11 » من بين أصابعه و إشباع الخلق الكثير من الطعام القليل
هامش
( 1 ) . يعنى همزهء آن را تلفظ نمىكنند و تنبّى مىخوانند ، نه « تنبّأ » .
( 2 ) . نبوة : تپه ، بلندى .
( 3 ) . س : - عرب .
( 4 ) . س : القوم انباء نباء .
( 5 ) . س : نبى .
( 6 ) . نبأت به الأرض أى جائت به ؛ يعنى جائت الأرض بحيّه ؛ يعنى زمين دانه را برآورد و روياند .
( 7 ) . س : - يا نه .
( 8 ) . س : بواسطه .
( 9 ) . س : + و فيه مباحث .
( 10 ) . س : ينبوع .
( 11 ) . س : - الماء .