و تسبيح الحصى فى كفّه و هى أكثر من أن تحصى « 1 » .
[ مبحث اوّل در بيان نبوّت نبىّ است - صلّى اللّه عليه و آله ]
يعنى در اين فصل خامس پنج بحث است : اوّل از مباحث در بيان نبوّت نبىّ است - صلّى اللّه عليه و آله - ؛ و حقّيّت نبىّ ما - صلّى اللّه عليه و آله - مستلزم آن است كه اعتقاد كنى حقّيّت جميع انبيا را - صلّى اللّه عليهم أجمعين - پس مىگوييم كه محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - رسول اللّه تعالى است به حقّ به خلق . از براى آنكه معجزه بر دست آن حضرت ظاهر شد ؛ و معجزه « ثبوت ما ليس بمعتاد » است با خرق عادت و مطابقهء دعوى ؛ « 2 » و ذكر خرق عادت لغو نيست ، بلكه بيان آن كلام است ؛ و بيان اين در اين مختصر لايق نيست .
و معجزات كه بر دست مبارك آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - واقع شده است ، مثل قرآن كريم و فرقان عظيم كه نيامده است او را مبطلى « لا من بين يديه و لا من خلفه » و بيان آنكه قرآن بر دست محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - ظاهر شده است ، ظاهر و مبيّن است به تواتر موافق و مخالف .
و بيان آنكه قرآن معجزه است ؛ جهت آنكه محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - تحدّى كرد به اين قرآن فصحا و بلغاى عرب را ، چنانچه گفت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - به كفّار كه : « اگر قبول نداريد قول مرا ، پس بكنيد مثل اين فعل كه آوردن قرآن است » چنانچه در قرآن واقع است :
وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ
« 3 » و نيز در قرآن واقع است :
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
« 4 » . و چون پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - تحدّى نمودند به آنكه كفّار مىخواستند كه مال و نفس خود را محافظت كنند و باعث آوردن قرآن موجود بود ، نتوانستند .
و ديگرى از معجزات كه مصنّف - قدّس اللّه سرّه - بيان فرمودهاند ، انشقاق قمر
هامش
( 1 ) . س : أحصى .
( 2 ) . كلام شارح در تعريف معجزه برگرفته از سخن خواجه طوسى است .
( 3 ) . « و اگر در آنچه بر بندهء خويش فرو فرستاديم ، ترديد داريد ، سورهاى همانند آن بياوريد » بقره / 23 .
( 4 ) . « بگو اگر جنّ و انس گرد آيند كه نظير اين قرآن را بياورند ، نمىتوانند ، گرچه بعضى پشتيبان برخى ديگر باشند » اسراء / 88 .