تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
هر محلّ كه قبح نكند ، خلل به واجب تعالى نمىرسد به‌سبب ناكردن قبح . و بر اين تقدير ، معرفت عدل موقوف است بر شناختن حسن و قبح ؛ و اين ظاهر است و شكّى نيست ؛ و حسن و قبح هردو عقلىاند يا شرعى ؛ و بيان اين به اين نوع است « 1 » كه فعل كه حصول شىء است بعد از عدم به واسطهء سببى از اسباب ، هر محلّ كه باشد اين فعل متّصف به امرى زايد « 2 » ، « 3 » دو قسم است : حسن و قبيح « 4 » ؛ و حسن آن است كه تقاضا نكند ذمّ فاعل آن فعل را « 5 » ، و قبيح « 6 » به خلاف اين است ؛ و قبل از اين مذكور شد كه افعال مكلّف بر پنج قسم است ؛ و لهذا شروع در بيان تعداد آن نمىكند و تتمّهء آن را بيان مىنمايد . پس بدان‌كه حسن و قبح هردو عقلى است نه شرعى به مذهب فرقهء ناجيه ؛ و دليل بر اينكه حسن و قبح هردو عقلىاند نه شرعى اين است كه اگر حسن و قبح سمعى باشد ، هرآينه غير اهل شرع حكم به حسن و قبح نكند ؛ و اينكه غير اهل شرع حكم نكند باطل است بديهتا . جهت آنكه عقل حاكم است به آنكه بعضى افعال هست كه حسن است ، مثل ردّ وديعه به صاحب وديعه و احسان به محتاج و صدق كه فايده داشته باشد در دنيا و دين ؛ و بعضى افعال هست كه قبيح است ، مثل ظلم ؛ و معنى ظلم ، وضع شىء است در غير محلّ خود ، و مثل « 7 » كذب كه مضرّ باشد ، اعمّ از آنكه حسب الشرع منع آن شده باشد يا نه ؛ و لهذا حكم مىكند به حسن و قبح ، كسى كه منكر شرع است ، مثل ملاحده « 8 » و كفّار هند ؛ و نيز اگر حسن و
هامش
( 1 ) . س : - است . ( 2 ) . س : زايدى . ( 3 ) . هر فعل و كارى از دو قسم خالى نيست ، يا مجرّد حدوث است و صفت زايدى در آن نيست ، مانند فعلى كه از شخصى كه در خواب است صادر مىشود ، يا حركتى كه از روى سهو واقع مىگردد ، يا آنكه علاوه بر حدوث ، وصف زايدى نيز دارد و اين صفت زايد يا امرى است كه ملائم طبع است ، پس آن را حسن گويند و يا امرى است كه سبب تنفّر طبع مىشود ، پس آن را قبيح گويند . ( 4 ) . س : قبح . ( 5 ) . س : - را . ( 6 ) . س : قبح . ( 7 ) . س : - مثل . ( 8 ) . ملاحده كه به آنان باطنيّه نيز مىگويند ، كسانى هستند كه معتقدند نصوص بر معانى ظاهرى حمل نمىشوند ، بلكه معانى باطنى دارند و انجام تكاليف شرعى و اركان دين را از گردن خود ساقط كردند .