- صلّى اللّه عليه و آله - ظاهر است و احتياج به دليل نيست هركس را كه عقل و بصارتى هست ؛ و هركس كه اعتقادش خلاف اين باشد ، هرآينه نيست از سلسلهء ناجيه ، بلكه از اهل جهنّم است ؛ نعوذ باللّه من الشيطان الرجيم .
و نيز واجب است كه حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - منزّه باشد از رذايل خلقيه - به ضمّ خاء - كه آن درشتى و غلظت است .
و نيز واجب است كه حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - منزّه باشد از عيوب خلقيه - به فتح « 1 » خاء - مثل ابنه - به ضمّ همزه - و مثل جذام و برص و امراض ذميمه كه متنفّر است طبايع از آن .
و منزّه باشد از هرچيزى كه دلالت كند بر خسّت صاحب آن « 2 » و هتك مروّت ، مثل اكل در طرق و اسواق .
از براى آنكه آنچه مذكور شد بالتّمام نقص است در نفس الامر ؛ خصوصا وقتى كه نسبت كنيم ما اين صفات را به كسى كه خالى باشد از اين صفات . پس ساقط مىشود محلّ او كه متّصف است به اين صفات از قلوب ، بر تقدير اتّصاف او به اين عيوب ؛ و هر محلّ كه متّصف باشد به اين عيوب ، هيچكس قبول نكند قول او را و تابع او نشود .
و آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - افضل باشد از غير خود مطلقا ، و حال آنكه مطلوب خلاف سقوط محلّ اوست از قلوب ؛ يعنى مطلوب ثبوت محلّ آن حضرت است در قلوب و وقوع و قرار و ثبات آن حضرت است در دلها . پس دانستى كه آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - موصوف است « 3 » به قوّت رأى و تدبير و موصوف است به نفس قدسى به مرتبهاى كه ما فوق آن نباشد تا رعيّت متابعت كنند به آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - و منقاد باشند از براى او در اوامر و نواهى آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - ؛ و اعتقاد ثابت جازم مطابق واقع به آن حضرت به - صلّى اللّه عليه و آله - نوعى است كه مذكور شد ؛ و خلاف اين هركس اعتقاد كند ، مستحقّ عذاب دائم است .
هامش
( 1 ) . س : كسر .
( 2 ) . س : - آن .
( 3 ) . س : - است .