تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
كرده يا غير ذلك ، دروغ صرف و بهتان محض است . فقط جرم او و امثال او ، مخالفت با آن اساس بوده است . شايد محتاج به بيان هم نباشد و خاطر مبارك كاملا مستحضر از وضع دروغگويى آنها باشد . آمدن روس هم در بعض نقاط ، محقّق است و به عقيدهء فدوى ، تمام اين ترتيبات واقعه ، از تحريكات روس و انگليس است ، از ابتداء امر تا حال . و باز هم دست‌بردار نيستند و در باطن با ملّتيها « 1 » هم‌عهد مىباشند و شاه را گول زده به بعضى اقدامات واداشتند و او را بردند به سفارت و به اسم تحصّن در آنجا حبس كرده‌اند و حاليه هم انواع تحريكات مىكنند تا به مقصود خود نائل شوند . خداوند عاقبت امر را به خير بگرداند ، مگر آنكه [ به حرمت ] انفاس قدسيه ، رفع و دفع اين مفاسد بشود . . . « 2 » همين‌جا بيفزاييم كه صاحب عروه نيز از اعدام فجيع حاج شيخ فضل اللّه نورى بسيار اندوهگين گرديد . اعظام الوزاره ( از فعالان مشروطه ) كه در خلال جنگ جهانى اول با سيد در نجف ملاقات داشته در گزارشى ( كه البته از اغراق و مبالغه خالى نيست ) مىگويد : « آيت اللّه يزدى . . . خاصّه پس از به دار زدن حاج شيخ فضل اللّه نورى ، ديگر تمام مشروطه‌خواهان . . . را بىدين تلقى مىكرد » . به نوشتهء همو ، سيد ضمن انتقاد از مشروطه‌خواهان به وى گفته است : « آخر آن كسى كه دين دارد اين كارها را دنبال نمىكند . . . مسلمان ، پيشوا و عالم خود را به دار مىزند و خود پاى دار او [ درحالىكه او ] بالاى دار است ، دست مىزند و شادى مىكند ؟ اينها را مىتوان مسلمان گفت ؟ ! . . . » . « 3 »
هامش
( 1 ) . مقصود سران مشروطه است . ( 2 ) . بقيهء نامه ، مطالب شخصى و خصوصى است . ( 3 ) . خاطرات من يا تاريخ صد سالهء ايران ، حسن اعظام قدسى ( اعظام الوزاره ) ، ويرايش حسن مرسلوند ، 1 / 468 - 469 .