تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
آن عمل شود خيلى خوب است و حرّيت و آزادى را هم تصريح نموده است [ كه ] آزادى در اديان نخواهد بود . ولى هزار افسوس كه يقول [ ون ] ما لا يفعلون ، يقولون بافواههم ما ليس فى قلوبهم . « 1 » ولى چاره نيست جز انتظار فرج آل محمد ص . . . اگر خواسته باشم عرض كنم چه‌اندازه مردم طهران فقير و پريشان شده‌اند ، دل‌سنگ آب مىشود . نكتهء ديگر نامه در ارتباط با جريانات اجتماعى - سياسى روز ، اشاره به آيت اللّه حاجى ميرزا حسن آقا مجتهد تبريز ( رئيس علماى آذربايجان و رهبر مشروعه‌خواهان تبريز ) است كه در آن زمان ، تبريز را به نشانهء اعتراض به عملكرد سوء مشروطه‌خواهان تندرو و سكولار آن شهر ، ترك كرده و در تهران اقامت داشت و در تحصن حضرت عبد العظيم عليه السّلام ، از ياران و همراهان شيخ نورى بود . سيد احمد مىنويسد : مطلب ديگر آنكه : جناب آقاى حاجى ميرزا حسن آقا مجتهد تبريز مكرّر همه وقت اظهار ارادت و خلوص نسبت به حضرت عالى اظهار مىفرمايند و در همهء مجالس و محافل ، محاسن افعال و اقوال و حركات حضرت عالى [ را ] مداح و مروّج مىباشند و مكرر اظهار غبن « 2 » از ماسلف نموده‌اند ، مخصوصا در اين هفته هم كاغذى به حاجى ميرزا خليل ، پسرش ، نوشته كه اظهار مراتب مسطور را بنمايند خدمت حضرت عالى ، و به من هم سفارش نموده‌اند كه خدمت حضرت عالى عرض و استدعا كنم نسبت به جناب حاجى ميرزا خليل ، پسر ايشان ، مهربانى و ملاطفت مخصوص بفرماييد ؛ البته حضرت عالى هم دريغ نخواهيد فرمود . . . نامهء ديگر سيد احمد به پدر ، كه چندى پس از نامهء فوق نگارش يافته ، حاوى گزارشى از احوال شيخ پس از بازگشت از تحصن است . به گفتهء وى : شيخ اكنون از امور سياسى و حتى حل‌ّوفصل ترافعات قضايى كناره گرفته و به تدريس علوم دينى بسنده نموده است . سيد احمد در اين نامه ، همچنين ، ملاقات خويش با شيخ را شرح داده و از « عرض اخلاص و سلام » وى به صاحب عروه و بيان درخواست شيخ مبنى بر تفقد سيد از فرزندش : آقا ضياء الدين نورى در نجف سخن مىگويد : . . . جناب حاجى شيخ فضل اللّه ، حال كه از حضرت عبد العظيم مراجعت نموده است
هامش
( 1 ) . مىگويند آنچه را كه به آن عمل نمىكنند ، به زبانهاشان چيزى را مىگويند كه در قلوبشان به آن معتقد نيستند . ( 2 ) . خسارت .