به كلى آن عناوين سابقش را موقوف داشته ، نه دخالت در امور مرافعه و غيرها مىكند ، حتى [ از ] كاغذ مهركردن هم ابا دارد ، نه مراوده با احدى از اركان و اعيان [ دارد ] ، بلكه به كلى كناره جستهاند . فقط درس و مباحثه [ اى ] شروع كرده تدريس مىكنند .
مخصوصا دو شب قبل [ با ايشان ] ملاقات شد . خيلى عرض اخلاص و سلام رسانيده و خواهش نمودهاند عرض كنم كه در حقّ آقا ضياء ، پسر ايشان ، اظهار مرحمت بفرمايند . خيلى مناسب مىدانم در اين موقع ، دو كلمه كاغذ احوالپرسى فقط به ايشان نوشته شود ، خيلى مناسب است و كذا مناسب است تفقّد خاصّى از آقا ضياء و پسر ايشان بنماييد با قصد قربت .
زياده جسارت است . وقعهء جديدى كه قابل عرض باشد نيست . . .
* نامهء هشتم ( ربيع الثانى 26 )
نامهء سيد احمد به پدر ، مورخ 20 ربيع الثانى 1326 ، در روزهاى بحرانى و تنشزاى كشور در اواخر مشروطهء اول ، و حدود يك ماه پيش از انحلال خونين مجلس شورا نگارش يافته است .
فرزند صاحب عروه در اين نامه ، از انتشار اعلاميهء مراجع مشروطهخواه نجف ( حاجى ميرزا حسين تهرانى ، آخوند خراسانى ، سيد اسماعيل صدر اصفهانى ، شيخ عبد اللّه مازندرانى ) در تهران خبر مىدهد ؛ اعلاميهاى كه از مجلس شورا حمايت كرده و مخالفت با احكام صادره از آن را در حكم دشمنى با امام زمان ( عج ) قلمداد مىكند . « 1 » سيد احمد ، در نامهء ياد شده شديدا از اوضاع اظهار دلتنگى مىكند و اقدام مراجع مزبور مبنى بر صدور اعلاميه به حمايت از مجلس را ، در آن وانفسا ، كارى در راستاى مصلحت اسلام و مسلمين تلقى نمىكند و مايهء عدول متديّنان از تقليد ايشان مىشمارد :
. . . اميدوارم همواره ، اوقات [ شما ] به موجب دعوات اقلّ دعاگويان ، قرين كمال صحت و استقامت [ بوده و ] در ظلّ توجهات خاصهء حضرت ولى عصر ارواحنا فداه پاينده و دائم البقاء بوده باشيد . از حال فدوى خواسته باشيد به حمد اللّه تعالى مزاجا با نور چشمان سلامت و به وظيفهء خود اشتغال داريم ، ولى از حوادث زمان كه يوما
هامش
( 1 ) . روز سهشنبه 13 ذى حجهء 1325 ق دستخطى از مراجع ثلاثهء مشروطهخواه نجف در مجلس خوانده شد كه حاوى مطالب فوق بود . ر . ك ، مكتوبات ، اعلاميهها . . . ى شيخ شهيد فضل اللّه نورى ، گردآورى محمد تركمان ، صص 150 - 151 .