حيات خود از دست داد ، كه يكى از آنان همين سيد احمد بود . « 1 »
حاج سيد احمد ، روز شنبه 18 ربيع الاول 1295 ق ديده به گيتى گشود . « 2 » مادرش ، نخستين همسر سيد ، و دختر حاج حسن يزدى ( تاجر پارسا ، دانشور و نيكوكار يزد ) بود .
احمد بخشى از ايام جوانى را ، همراه با مراحلى از تحصيلات حوزوى ، در شهر مقدس قم گذراند و در آنجا ، كتاب شرح لمعه را نزد آقا شيخ محمد رضا دماوندى و قوانين الاصول را نزد آقا سيد مهدى كاظمينى فراگرفت . « 3 »
آقا شيخ محمد رضا دماوندى ، نزد آيات عظام آخوند خراسانى و سيد اسماعيل صدر و برخى ديگر از مراجع نجف درس خوانده و از ايشان اجازهء اجتهاد داشت و صاحب عروه نيز تصدّى وى در امور حسبيه را تنفيذ كرده بود . او در تهران ، مروّج مرجعيت سيد بود و ايام تبليغ و نيز تابستانها را به دماوند مىرفت . « 4 » نوشتهء زير از صاحب عروه ، ظاهرا در توثيق و تنفيذ شرعى تصرفات او است :
بسم اللّه الرحمن الرحيم و به ثقتى و اعتمادى
مخفى نماند ، كه جناب مستطاب سيد العلماء الاتقياء و قدوة الفضلاء الازكياء المويّد الموفّق المرتضى آقاى آقا ميرزا محمد رضا زاد اللّه تعالى فى توفيقاته و ايّده لمزيد مرضاته از اينجانب مأذون مىباشند در امور حسبيّه و قبض سهم امام عليه آلاف التحيّة و السّلام و ايصال آن به مستحقين و عليه مراعات الضرورة و الزام التقوى و الاحتياط فانّه سبيل النجاة و اسئله ان لا ينسانى فى الدعوات الصالحة كما لا انساه ان شاء اللّه تعالى و السّلام عليه و على اخوانى المؤمنين و رحمة اللّه و بركاته .
الاحقر محمد كاظم الطباطبائى
سيد احمد ، سپس در حدود 1317 ق به تهران رفت و براى حدود 10 سال ، مقيم پايتخت گرديد . او در تهران نيز تحصيل و تدريس علوم دينى را ادامه داد و تا آنجا كه اطلاع داريم ، در آستانهء طلوع مشروطه ، در اين شهر كتاب « مكاسب » نوشتهء شيخ
هامش
( 1 ) . سه تن ديگر ، سيد حسن ، سيد محمد و سيد محمود نام داشتند .
( 2 ) . السيد محمد كاظم اليزدى ، كامل سلمان جبورى ، ص 516 .
( 3 ) . نامهء آقا شيخ عبد المجيد يزدى به صاحب عروه ، مورخ 24 ذى حجهء 1317 ق . لمعه و قوانين ، دو كتاب فقهى و اصولى است كه طلاب علوم دينى در دورهء سطح يعنى دوران متوسطهء تحصيلات علوم دينى در حوزهها مىخوانند .
( 4 ) . نامهء سيد احمد فرزند صاحب عروه به پدر ، مورخ 13 ربيع الاول 1323 ق .