تبريز ، و مردى « خداشناس و پاكدرون و غيرتمند » مىشمارد . « 1 » پس از انحلال مجلس اول ، در روزهايى كه شادروان ستار خان با يارانش به جنگ با دولتيان برخاستند او نيز با سخنرانيهايش در مسجد صمصام خان ، به حمايت از ايشان برخاست و با آنان همدلى نشان داد . در مجلسى كه ستار خان خطاب به پاخيتانوف ( كنسول متبختر روس تزارى در تبريز ) آن كلام زرّين و ماندگار را بر زبان راند كه : « جنرال كنسول ، من مىخواهم هفت دولت به زير بيرق ايران بيايد ؛ من زير بيرق بيگانه نروم » ! ليلاوايى در مجلس حضور داشت و نطقى ايراد كرد . « 2 » حتى در برخى از جنگهاى مشروطهخواهان تبريز در دوران موسوم به استبداد صغير با قواى دولتى ، همچون جنگ با صمد خان مراغهاى در هكماوار ( صفر 1327 قمرى ) او نيز به همراه جمعى ديگر از روحانيان هوادار مشروطه تفنگ برگرفت و به عرصهء پيكار شتافت « 3 » و ظاهرا در جريان همين كشمكشها بود كه در رمضان 1326 زخمى گران برداشت .
با اين همه ، به نظر مىرسد كه واعظ ليلاوايى از تندروىها و افراطگرىهاى امثال تقىزاده دورى مىجسته و در مجموع ، شخصيتى معتدل ، پرهيزكننده از آشوب ، و كوشا براى التيام روابط بين گروههاى اجتماعى و سياسى درگير آن روزگار داشته است . وى در صدر مشروطه از كسانى بود كه همراه شادروان شيخ اسماعيل هشترودى ( پدر دكتر هشترودى معروف ) و ديگران جلو 2 ، 3 هزار تن از مشروطهخواهان تندرو را كه به عزم اخراج زورانهء مجتهد تبريز از قريهء ششكلان تبريز حركت كرده بودند گرفت . « 4 »
در ماجراى ديدوبازديد محلات تبريز در گرماگرم مشروطهء اول - كه بهانگيزهء پايان دادن به درگيريهاى مهلك آن شهر ، طرّاحى و اجرا شد - وى در محلهء ليلاوا و اهراب و چرنداب ، همراه ميرهاشم دوچى و شيخ سليم تبريزى ، از سخنرانان بود . « 5 » بعدها نيز زمانى كه مشروطهچيان بر قشون دولتى فائق آمدند و دست به غارت اموال مخالفان خويش ، از جمله « انجمن اسلاميه » ( كانون مشروعهخواهان تبريز ) گشودند ، به جلوگيرى كوشيد .
هامش
( 1 ) . تاريخ هجده سالهء آذربايجان ، ص 41 .
( 2 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، همان ، صص 692 - 694 .
( 3 ) . همان : ص 869 . نيز ر . ك ، تاريخ هجده سالهء آذربايجان ، صص 40 - 42 .
( 4 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، كسروى ، ص 246 .
( 5 ) . همان : ص 396 .