تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
رياست ( به‌طور تام و تمام ) به مرحوم يزدى منتقل شد ، فرد مزبور به نجف‌اشرف آمد و با بعضى از مربوطين سيد ديدار و از آنان درخواست كرد كه زمينهء ملاقات وى با سيد را فراهم آورند تا از حضور ايشان عذرخواهى كند . به وى گفته شد : بعد از نماز مغرب و عشاء در صحن حاضر شويد تا خدمت سيد برويم ، و او نيز چنين كرد . پس از ختم نماز مرحوم سيد ، آن شخص همراه فرد واسطه به حضور مرحوم سيد رسيد . واسطه به سيد عرض كرد : آقا ، اين شخص از كسانى است كه شما را مورد بدگويى قرار مىداد و امروز آمده است كه از كردهء خود توبه كند و ضمنا از محضر مبارك درخواست مىكند كه وكالت وى را تنفيذ نماييد تا همچنان در منصب پيشين خود باقى بماند . « مرحوم سيد با بزرگوارى و رأفت فرمودند : اشكالى ندارد ، بگذاريد بيايد تا برايش وكالت‌نامه بنويسم » . « 1 » نيز هم ايشان نقل مىكنند : يكى از خطبا بالاى منبر ، مرحوم سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى ( قدّس سرّه ) را با كلمات ناشايسته‌اى ياد نمود . اتفاقا در يكى از مجالس ، مرحوم سيد حضور داشت و آن خطيب - بىآنكه بداند سيد در مجلس حاضر است - بالاى منبر رفت و در خلال سخن ، ناگهان چشمش به مرحوم سيد افتاد و به حدى مضطرب شد كه لرزه بر اندامش افتاد و به نحو ناخواسته مسأله‌اى [ از مسائل شرعى ] را به‌طور ناصحيح بيان داشت . حضار مجلس كه به اشتباه وى در بيان مسئله پى برده بودند ، انتظار مىكشيدند كه مرحوم سيد ، اشتباهش را در حضور جمع متذكر شود ، ولى سيد بر خلاف انتظار ، ساكت ماند تا خطيب منبر خود را به پايان رسانيد . زمانى كه خطيب ياد شده از منبر به زير آمد ، سيد او را نزد خود فراخوانده ، در كنار خود جاى داد و چيزى در گوشش فرمود . ناقل داستان مىگويد : روز بعد دوباره به آن مجلس رفتم و همان خطيب مجددا بالاى منبر رفت و مشغول خواندن آيهء توبه شد و گفت : من از اسائهء ادبى كه نسبت به سيد نموده‌ام توبه مىكنم و خاطرنشان ساخت كه سيد ، نايب بر حقّ امام عليه السّلام است و شما روز گذشته شاهد بوديد كه بنده مسئله را اشتباه بيان كردم و سيد شرعا و عرفا حق داشت مرا رسوا سازد ، ولى عكس العملى از خود نشان نداد و بعد از منبر ، مرا نزد خود طلبيده و مخفيانه مرا به اشتباهم آگاه ساخت . « 2 » داستان زير نيز كه قبلا گذشت ، حاكى از شكيبايى و حلم شگفت سيد در برابر
هامش
( 1 ) . يكصد داستان خواندنى ، سيد محمد شيرازى ، ترجمهء عبد الرسول مجيدى ، ص 66 . ( 2 ) . همان : صص 57 - 58 .
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 466 | على ابو الحسنى ( منذر )