در اين اوقات ، حالت انجمن تبريز همانطورى است كه حضورا معروض داشته بودم :
الآمرون بالمعروف و الناهون عن المنكر و الحافظون لحدود اللّه ، بلسان واحد همگى ملتمس دعا و منتظر ظهور مرحمتاند . زياده عرض ندارد . و السّلام .
مع الاسف ، اين برخورد هتاكانه ، به بسيارى از مورخان مشروطه نيز ارث رسيده و نمونههاى فراوان آن را در تواريخ مشروطيت مىتوان ديد كه به برخى از آنها در كتاب « شيخ فضل اللّه نورى و مكتب تاريخنگارى مشروطه » اشاره كردهايم . اساسا در كتب تاريخى مربوط به حوادث مشروطه و نيز جنگ جهانى اول ، به نمونههاى زيادى از دروغها و تحريفها راجع به سيد برمىخوريم كه نقل و نقد آنها به كتابى مستقل نياز دارد . « 1 »
2 . جعل اسناد و تحريف حقايق بر ضدّ سيد
مع الاسف ، دشمنان سيد تنها به هتاكى و دشنام نسبت به ايشان اكتفا نمىكردند ، بلكه بدتر و خطرسازتر از آن ، از راه تزوير و نيرنگ وارد شده با جعل اسناد به نام وى ، مىكوشيدند مشى و مرام وى را در بين مردم ، وارونه جلوه دهند و درواقع ، نفوذ و اعتبار ايشان را به نفع اهداف و مقاصد شوم خويش مصادره كنند - توطئه و ترفند رذيلانهاى كه درمورد مراجع ثلاثهء مشروطهخواه نجف ( مرحومان : آخوند خراسانى ، ميرزا حسين تهرانى و شيخ عبد اللّه مازندرانى ) در تاريخ مشروطيت اجرا و متأسفانه تا حدود زيادى نيز موفّق بود .
نامهء زير كه از سوى سيد خطاب به يكى از شاگردان برجستهء ايشان و عالمان طراز اول يزد در عصر مشروطه ( آيت اللّه حاج سيد عبد الحىّ طباطبايى يزدى ) نگارش يافته و
هامش
( 1 ) . براى نقل و نقد مفصل اظهارات بىبنياد مورخين ( نظير سيد حسن نظام الدينزاده ، احمد كسروى ، دكتر على الوردى ، عبد الحليم رهيمى ، و ميض جمال عمر نظمى ، و عبد الحسين « مجيد » كفايى ) ، راجع به مواضع سيد در عصر مشروطه و جنگ جهانى اول ر . ك ، نقش علماى شيعه در رويارويى با استعمار ، سليم الحسنى ، ترجمهء محمد باهر و صفاء الدين تبرّائيان ، فصل چهارم ، ص 109 به بعد ؛ ساحت تاريخسازى ؛ نقد و نظرى در حوزهء تاريخنگارى جنبش علماى بين النهرين » ، صفاء الدين تبرائيان ، مندرج در : تاريخ معاصر ايران ، سال 3 ، ش 11 ، پاييز 1378 ، صص 323 - 350 ؛ الشيعة و الدولة القومية فى العراق ، حسن العلوى ، ص 98 به بعد ؛ اسوهء فقاهت و سياست ؛ « معرفت سياسى در انديشهء علامهء مجاهد آيت اللّه العظمى سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى » ، مندرج در : تأملات سياسى در تاريخ تفكر اسلامى ، به اهتمام موسى نجفى ، 5 / 36 و صفحات بعد .