ولى صد هزار افسوس كه خاب الظّنّ و الامل . . . خبر نداريد كه در بمبئى چقدر « 1 » هياهو و اباطيل و اراجيف مىشنوم كه نسبت به آن جناب جسارت مىورزند و چقدر بر بنده استماع آن ناگوار . و متصلا بايد مشغول به توجيه و تكذيب و دفع و رفع بوده باشم . تا آنكه جمعى حاضر شدند كه در باب تقليد ، تكليف چيست ؟ همه را به جواب شافى كافى ، قانع . اينقدر از عراق عرب ، مكاتيب در اين خصوص از هركس و به جهت هرشخص وارد ، تماما مشتمل بر ذمّ و لوم و قدح ، كه گفتنى نيست . . .
نظام الاسلام ( فرزند آقا ميرزا فضلعلى آقا ، نمايندهء فاضل تبريز در مجلس شوراى صدر مشروطه ) در نامه به پدر ( مورخ 26 رجب 1325 ق ) مىنويسد :
« در حق حضرت مستطاب حجة الاسلام آقا سيد كاظم يزدى مدّ ظله روزنامجات امروزها خيلى بد مىنويسند و جهت [ آن روشن ] نيست . ايشان شخص بىطرف بودند .
حقيقتا از ايشان اقدامى شده است ، يا [ نسبت هوادارى از استبداد به ايشان ] اشتباهى است ؟ خوب است اگر فى الواقع در اين خصوصها چيزى از ايشان صادر شده است ايشان را از اين خيال و صرافت انداخت و رفع اشتباه كارى نمود كه مطلب را به شما بر خلاف واقع فهماندهاند و اگر چيزى از ايشان صادر نشده است در نزد ملت رفع اشتباه نمود كه از ايشان چيزى صادر شدن بىاصل است » . « 2 »
بدگويى و هتاكى عناصر و جرايد تندرو مشروطه نسبت به سيد را مىتوان در جرايد ياد شده و گزارشهايى كه از طيف همبسته با آنها در دست است مشاهده كرد . « 3 » گفتنى است كه ، هتاكى به سيد در جرايد ، نوعا با واكنش منفى علما و مردم منطقه روبرو مىشد . براى نمونه ، يكى از مديران جرايد تبريز ، كه در اواسط مشروطهء اول در روزنامهء خويش مطلبى توهينآميز نسبت به سيد درج كرده بود ، تنبيه و روزنامهاش توقيف شد . « 4 »
توهين به مرجع پرنفوذى چون صاحب عروه ، طبعا گذشته از رنجاندن خاطر ايشان ، احساسات انبوه مقلّدان وى را نيز بر ضدّ مشروطهخواهان ( و بالتبع : مشروطيت )
هامش
( 1 ) . در اصل : چهقدر .
( 2 ) . بحران دمكراسى در مجلس اول ، ؛ خاطرات و نامههاى خصوصى ميرزا فضلعلى آقا تبريزى ، تحقيق :
غلامحسين ميرزا صالح ، ص 86 .
( 3 ) . ر . ك ، مجموعهء آثار قلمى شادروان ثقة الاسلام شهيد تبريزى ، به كوشش نصرت اللّه فتحى ، ص 223 . نيز ر . ك ، مشاهدات و تحليل اجتماعى . . . ، محمد على تهرانى ، ص 597 . . .
( 4 ) . مجموعهء آثار قلمى . . . ، ص 223 .