تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
اين اقدام سيد نيز طبيعتا گامى در راستاى حمايت از مشروطه قلمداد شد . چنان كه ، آقا ميرزا فضلعلى آقا مجتهد تبريزى ( وكيل تبريز در مجلس شوراى اول ) كه آن زمان از سوى انجمن ايالتى تبريز براى قبول نمايندگى آذربايجان در مجلس ، شديدا تحت فشار بود ، در نامه به سيد ، همين برداشت را از اظهارات ايشان دربارهء خسروشاهى نمود . ميرزا فضلعلى آقا در نامه‌اش به سيد ( مورخ 2 شوال 1324 ) با اشاره به رمز قيام ملت بر ضدّ رژيم استبداد ، و شرح وظايف مجلس و نمايندگان ملت در آن ، چنين نوشت : با عنايت و توجهات ولىّ عصر عجل اللّه تعالى فرجه در رشتهء مشروطيت و تكليف رفتن داعى به طهران در عرايض سابقه اجمالى عرض شده ، حال هم از مختصر بسطى ناچار از تصديعم . از مباشرين امور دولتى ، به علاوهء قوانين معموله‌شان ، ظلمهايى به رعيت و ملت و بىاعتنايى به متديّنين علما وارد آمد كه فوق طاقت تحرير است و غيرمحتاج به تقرير . طغيان ظلم و استبداد ، چنان مردم را به ستوه آورد كه طاقت تحمل نماند . به علاوهء اينكه اين حالات و استقراضات دول متجاوزهء اجنبيّه و مزيد نفوذشان در بلاد اسلاميّه به مقامى مؤدّى شد كه از اسلام و دولت ايران جز اسمى باقى نمانده بود و به منزلهء تخته‌پاره در ميان امواج متلاطم فتن نمودار بود . اين بود كه از تمام بلاد ، هم‌آواز ، به مطالبهء مشروطيت دولت قيام نمودند و به هيچ مانعى منصرف نشدند . حال هم كه ترتيب سابق به‌هم خورده و مطلوب جديد نظام تام نيافته و گاهى دسايس خفيّه به كار مىبرند ، مختصر هرج‌ومرجى هست كه آن هم رفته‌رفته تمام مىشود . از هريك از بلاد جمعى را قرار داده‌اند كه انتخاب نموده به مجلس شوراى ملى طهران بروند كه در آنجا به اتفاق يا اكثريت آراء ترتيبى در كارها بدهند موافق شرع انور . مثلا براى نظام [ ارتش ] كه مدافعهء اجانب و حفظ امنيت داخله موقوف به آن است ترتيبى دهند و بعبارة اخرى « 1 » امورى كه كليات آنها در شرع وارد است و بيان موضوعات آنها و جزئياتش ترتيبى مىخواهد آنها قرار مىدهند . از جمله ، دو نفر از طبقهء علما و ده نفر از طبقات ديگر آذربايجان را قرار داده‌اند ، در آذربايجان هم يكى از آن دو نفر ، داعى را انتخاب نموده‌اند . داعى در قبول اين امر ، اذن حضرت مستطاب عالى را در اصل مطلب ، شرط قرار داده بودم و در [ ا ] ين بين رقيمهء حضرت مستطاب عالى و ساير حجج الاسلام نجف‌اشرف
هامش
( 1 ) . به عبارت ديگر .