حتى روحانيون مسئلهگو در تبريز ، براى آگاهى از آن دسته از نظريات شرعى سيد كه در رسالههاى ايشان نيامده بود ، به فضلعلى آقا رجوع مىكردند . او حتى قبول وكالت مجلس شورا را مشروط به « اذن » سيد شمرده و خواستار تعيين « تكليف » خويش از روى « دستورالعمل » صادره از محضر ايشان شده بود . « 1 »
از فضلعلى آقا نامههاى متعددى خطاب به صاحب عروه در صدر مشروطه در دست است كه نشان مىدهد بين او و سيد مكاتبه وجود داشته و او سيد را از جريان حوادث روز ، باخبر مىساخته است . همچنين ، مباشرت بعضى از امور مربوط به سيد ( نظير نظارت بر تصحيح و طبع برخى از رسالهها و حواشى فقهى ايشان در تبريز ) بر عهدهء او بوده است .
ميرزا فضلعلى آقا در نامهء خود به صاحب عروه ( 29 محرم 1323 ق ) از اقدام سيد دائر بر ارسال تلگراف به علماى ايران در حمايت از عين الدوله انتقاد كرده و خواستار جبران اين امر شد :
« مخابره [ اى ] به امضاى حضرت مستطاب عالى مدّ ظلّه المتعالى و دو مخابرهء ديگر به امضاى ديگر از علماى اعلام بهعنوان عموم حجج الاسلام ايران رسيد و به جمعى از علماى اينجا هم رساندند كه مبنى بود بر امر بر اينكه صدارت عظمى [ - عين الدوله ] كه نهايت مراقبت در اصلاح امور دولت و ملت و معادل نمودن دخلوخرج ايران و تأديهء ديون اسلاميه دارد ، علماى اعلام هم موافقت نموده بعضى مغرضين هم كه درصدد اخلال برمىآيند در دفع و منع آنها سعى نمايند . از آنجايى كه در آنجا معلوم نيست كه دخل كدام است و خرج را چه نام كه تفصيل آن ، تطويل لازم دارد و ديون اسلاميه از آن ، چه مراد است ، يعنى ديونى كه بايد مسلمين ايران از عهدهء آن برآيند - خواه صرف آن در صلاح آنها شده باشد خواه نه - تفصيل اين مطالب را با [ آورندهء نامه : ] جناب مستطاب شريعتمدار حاجى ميرزا جواد آقا سلمه اللّه تعالى صحبت نمودهاند ، البته اگر صحبت فرماييد شرح مىدهند . اگر چه جمعى باور ندارند كه آن مخابره از حضرت مستطاب عالى باشد و احتمال جعل صرف يا پيدا نمودن همنامى مجهول كه امضاى آن باشد ، مىدهند ، ولى به هرصورت [ از آنجا ] كه بهعنوان حضرت عالى قلمداد شده
هامش
( 1 ) . نامهء ميرزا فضلعلى آقا به صاحب عروه ، مورخ 2 شوال 1324 . از نامهء مزبور در بخش آينده سخن خواهيم گفت .