و گفت : « ممنون مىشوم اگر آن چند تقاضاى كوچك مرا انجام دهيد » .
من اطمينان حاصل كردم كه با او نمىتوان صحبت پول كرد ، مقام عالى او قابل خريدوفروش نيست و بسيار خوشوقت است كه در اين باب با او صحبتى ننماييم و البته چنين وضعى را در كشورهاى « مصر و حجاز » كه همه براى پول به دنبال ما مىدوند نمىتوان يافت .
پس از بازگشت از خدمت سيد ، به منزل سيد عباس ، كليددار نجف ، رفته شب را توقف كرديم و فرداى آن روز به « بغداد » بازگشتيم . « 1 »
سيد ، نه تنها « پول » انگليسىها ، كه « زور » و « قدرت » آنها را نيز به هيچ مىگرفت .
آيت اللّه حاج سيد مهدى اخوان مرعشى اظهار داشتند : « مرحوم آقا سيد على خلخالى ، از علماى معمّر و كهنسال نجف كه همسنّ آقا نجفى مرعشى بود ، نقل كرد كه : ديدم آقا سيد محمد كاظم يزدى كه با گارى از كوفه مىآمد پياده شد ، ژنرال كاكس ( فاتح انگليسى عراق ) هى به ايشان تعظيم كرد و سلام داد ، و سيد به او هيچگونه اعتنا و توجهى نكرد » .
تأييد اين مطلب را در كتاب « عقود حياتى » ، نوشتهء آيت اللّه شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء ( مرجع و مصلح مشهور ، و دستيار صاحب عروه ) مىخوانيم ، آنجا كه ضمن شرح اقدامات تجاوزگرانهء انگليسىها در دوران جنگ جهانى اول در عراق و نجف مىنويسد :
انگليسىها ، به رغم درگيرى با مردم و علماى عراق ، مزوّرانه به اكرام علما و پيشوايان مذهبى - خصوصا سيد استاد قدس سره - تظاهر مىكردند ، و اين در حالى بود كه سيد شديدا آنها را تحقير كرده و از ايشان كناره مىگرفت . سرپرسى كاكس مشهور ، نابغهء سياسى ، فراوان در جسر و نجف به ديدار سيد مىرفت و روى حصير فرسوده و پارهء بيت ايشان مىنشست و مدتى منتظر مىماند تا سيد بيرون بيايد و وى مدتى اندك با ايشان بنشيند . . . ولى سيد جز چند كلمه با وى سخن نمىگفت . « 2 »
سيد ، با سلطهء شوم اجانب ( خصوصا استعمار صليبى ) بر جوامع اسلامى به هيچ روى سر موافقت نداشت و هرچيزىكه ( به گمان وى ) مىتوانست هموارگر راه اين سيطره باشد از نظر او حرام و مطرود بود . اين مطلب بوضوح در مجموعهء سؤال و جوابهاى شرعى كه از سيد در دست است ، انعكاس دارد . در يكى از اين سؤال و جوابها ،
هامش
( 1 ) . خواندنيها ، سال 6 ، ش 48 ، 1325 شمسى . و نيز ر . ك ، موسوعة العتبات المقدسة ، جعفر الخليلى ، ج 6 ( قسم النجف ، بخش 1 ) ، صص 252 - 258 ؛ لمحات اجتماعية ، على الوردى ، 4 / 365 - 370 .
( 2 ) . عقود حياتى ، ص 37 .