از سيد مىپرسند : « از نوكرى فرنگى ، روپيه فراهم آورده ، از آن حج و زيارتكردن چگونه است ؟ » و ايشان صراحتا پاسخ مىدهند كه :
نوكرى فرنگى به معنى التزام به طاعت ايشان كه موجب تقويت شوكت ايشان است حرام است و پولى كه از اين راه تحصيل كند حرام است . . . « 1 »
در بخش دوازدهم كتاب حاضر ، فصل : « اشغال نجف توسط انگليسىها ، و برخورد سيد » ، باز هم داستانهاى شگفتى دربارهء هشارى و احتياط سيد نسبت به دسايس استعمار خواهيم آورد .
* مبارزه با استعمار اقتصادى ، و حمايت از اقتصاد ملى
مرحوم سيد ، تنها به خطر نفوذ و سلطهء سياسى استعمار ، و جلوگيرى از اين نفوذ و سلطه نمىانديشيد ، بلكه از آنجا كه وابستگيهاى اقتصادى جامعهء اسلامى به غرب را مقدمه و زمينهساز اسارت سياسى مسلمين در چنگ استعمار مىشمرد ، لحظهاى از مبارزه با استعمار اقتصادى نيز غافل نبود .
غيرت دينى و حميّت ملى او هرگز نمىپذيرفت كه امت اسلام را ، در عرصهء توليد و تجارت و مصرف ، نيازمند و وابستهء به اجانب ببيند ؛ آن هم اجانبى كه مواد خام را ، خروارخروار ، به بهايى ناچيز از كشورهاى اسلامى ربوده و سپس كالاهاى تهيه شده از همان مواد را ، مثقالمثقال ، با بهايى گران به خود آنان مىفروشند !
دستخط مرحوم سيد خطاب به آقا ميرزا رحيم ( ظاهرا حاجى ميرزا رحيم بادكوبه يا حاج رحيم باكوچى ، بازرگان معتبر و خيرخواه عصر قاجار و مشروطه « 2 » ) كه متن آن در صفحات بعد كليشه شده است ، به روشنى از توجه اكيد و شديد وى به لزوم استقلال و خودبسايى اقتصادى جامعه اسلامى ، و قطع رشتههاى بستگى به اجانب در امر معاش و تجارت ، پرده برمىدارد .
متن دستخط ، به لحاظ اتقان و پختگى ، به راستى اعجابانگيز است :
هامش
( 1 ) . سؤال و جواب ، استفتائات و آراء فقيه كبير سيد محمد كاظم يزدى ( طابثراه ) ، به اهتمام سيد مصطفى محقق داماد ، ص 138 ، سؤال 236 .
( 2 ) . آقاى تركمان در كتاب « اسنادى دربارهء هجوم انگليس و روس به ايران . . . » ( صص 164 - 165 ) نامهاى از آخوند خراسانى به علما و اشراف اروميه درج كرده كه توسط حاج على فرزند حاج رحيم باكوچى ارسال شده و گوياى روابط خاندان باكوچى با علماى ايران و عراق است .