دستور فرماييد آن ثروت و اموال و املاك براى شما فرستاده شود تا در بين شيعيان و بر طبق مذهب خود تقسيم كنيد » . سيد مىفرمايد : « شيعيان احتياجى به آن مال و پول ندارند ، به ملكه بگوييد آن را به پاپ رهبر خودشان بدهد تا بين مسيحيان و كشيشان تقسيم كند » ! اين را مىگويد و وارد منزل شده و در را پشتسر خود مىبندد ! « 1 »
از خلال تاريخ برمىآيد كه ژنرالهاى انگليسى ديگرى نيز با كيسهء پول ، به ديدار سيد رفته و در انجام مقصود خويش ناكام ماندهاند ، كه از جملهء آنها ژنرال استورز مشهور است .
سر رونالد استورز
) srrotS dlanoR riS (
از جملهء نظاميان و سياستمداران برجستهء انگليسى است كه در قسمت امور مربوط به خاورميانهء عربى ، مخصوصا عربستان ، اطلاعات وسيع و عميقى داشته و در جنگ بينالمللى اول ( 1914 - 1918 ) از بازيگران مهم سياست انگلستان در عربستان ، عامل ايجاد تنفر نسبت به تركان عثمانى در ميان اعراب ، و سرپرست كلنل لورنس مشهور ( سلطان بىجقهء انگليس ) بوده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . حاج شيخ مىفرمود : علما دشمنشناس بودند و با استعمار اينچنين مقابله مىكردند . نقل از : جرعهاى از اقيانوس ، صص 222 - 223 .
( 2 ) . خواندنيها ، سال 6 ، 1325 ش ، ش 48 . لورنس در جاىجاى كتاب مشهورش هفت ركن حكمت ( ترجمهء مسعود كشاورز ) از وى ياد كرده است . در جلد اول آن كتاب ، ص 113 ، مىنويسد : « سرپرست ما ، رونالد استورز ، منشى قسمت شرق ادارهء [ اطلاعات و جاسوسى ارتش و جاسوسى غيرنظامى انگليس در مصر ، مستقر در قاهره ] باهوشترين انگليسى در خاورميانه بود كه از كارآمدى و كفايت بهره داشت . او بر خلاف علايق متنوعى كه در زمينههاى موسيقى ، ادبيات ، مجسمهسازى ، نقاشى و خلاصه هرآنچه كه از موهبات زيباى جهان هستى بود ، داشت ؛ درعينحال لايق و كاردان بود و هرآنچه ما برداشت مىكرديم ، حاصل كشتههاى او بود . در ميان ما او هميشه برترين بود ، چنانچه مىتوانست خود را از دنيا و هرچه در آن وجود دارد به دور بدارد و روح و جسم خود را با استقامتى چون يك ورزشكار براى يك نبرد بزرگ بسازد . سايهء او كار و سياست انگليسى را در مشرق زمين چون زيورى در بر مىگرفت » . وى به زبان عربى و اقناع حريف تسلط داشت و با آلمانى و فرانسه نيز آشنا بود ( همان : 1 / 133 و 145 - 146 و 127 به بعد ) . استورز پس از شهريور بيست نيز در ايران ديدارى با محمد رضا پهلوى داشت ( نامههاى لندن . . . تقىزاده ، ص 92 ) . نكتهء مهم ديگر دربارهء وى ، پيوندش با صهيونيسم است . استورز ، كه پس از اشغال قدس توسط انگليسىها و لژيون يهود در اواخر جنگ جهانى اول ، « خود را يك صهيونيست معتقد » مىشمرد ( بذرهاى توطئه . . . ، ترجمهء دكتر ابو ترابيان ، ص 23 ) پس از واگذارى قيمومت فلسطين به بريتانيا ، از سوى آنان ، در زمان حاكميت هربرت سموئيل صهيونيست مشهور ، بهسمت فرماندار قدس برگزيده شد تا زمينه را براى ايجاد كانون ملى يهود در فلسطين ( يا به تعبيرى دقيقتر : پىريزى مقدمات تشكيل دولت اسرائيل ) فراهم سازد . ر . ك ، پروتكلهاى دانشوران صهيون ، عجاج بويهض ، ترجمهء حميد رضا شيخى ، ص 53 و 225 .