4 . ضرورت نقد و پردازش اخبار
از ديگر حوزههاى مهمّ تكاپوى خرد ، نقد اخبار و شايعات وارده ، و عدم قبول كوركورانهء آنها است .
بهرهگيرى از اخبار - يعنى استماع و انتشار آن در جامعه ، و تصميمگيرى بر وفق آن - واقعيت بل ضرورتى گريزناپذير در حيات فردى و اجتماعى ما است . اما نبايد به هر خبرى ، گوش جان سپرد و بناى « تصميم » و « عمل » خويش را برپايهء آن بالا برد . بلكه بايد به نقد اخبار و شايعات موجود همت گماشت و هرگز از ارزيابى ، طبقهبندى ، و پردازش اطلاعات غافل نشد . به قول سيد : نخست بايد صحت و سقم اخبار و شايعات رايج را به دقت سنجيد و معلوم ساخت ، آنگاه به پخش و تكثير آنها ، يا عمل بر وفقشان ، همت گماشت :
* اختبر ثمّ اخبر ( نخست بيازمون ، آنگاه خبر بده ) .
* ليكن اخبارك عقيب اختبارك ( خبر دادن تو از چيزى بايد پس از امتحان و سنجش آن باشد ) .
اين قانون ، در انتخاب دوستان و اطرافيان نيز جارى است . انتخاب همرازان و همرزمان نيز بايستى پس از آزمون و سنجش دقيق ( مشى و مرام و شخصيت ) آنان در نشست و برخاستها انجام گيرد :
* لا تجالس من تجالس الا بعد اختباره فى المجالس .
فراموش نكنيم كه برخى از دوستيها و معاشرتها ، مىتواند يك عمر ملامت و ندامت را به همراه داشته باشد :
* ربّ منادمة تعقب ندامة و كم من مجالسة تورث ملامة .
و تنها ، دستياران باكفايتاند كه مىتوان كارها را بدانان سپرد و آسوده خيال زيست :
* الموكّل امره على الكافى ، مكفى .
5 . پرهيز از خودرأيى و نيز متابعت كمخردان
از عقل و خرد خويش بايد بهره جست ، اما بدان اكتفا نبايد كرد ، بلكه بايستى از انديشه و تجربهء ديگران نيز ( البته انديشه و تجربهء دانايان و پختگان قوم ) بهرهء وافى گرفت . قيد استفاده از انديشه و تجربهء « دانايان » ، از آنرو است كه ، « خودرأيى » بد است ، و يارى گرفتن از آراء خامان و ناپختگان ، از آن بدتر . دليلش هم روشن است : اكتفا به رأى