سياسىكارى مىنموده است ؟ اما صرفنظر از اين بحث ، يك نكته مسلّم مىباشد و آن ، نفوذ بسيار گسترده و جايگاه اجتماعى بس بلند صاحب عروه است كه سبب مىشد ارباب قدرت ، از سر اخلاص يا ريا ، اينگونه به وى اظهار ارادت كنند . . .
همين ملاحظه و رعايت حريم را ، حتى از سوى انگليسىها در دوران سلطه بر عراق نسبت به سيد مشاهده مىكنيم . چنان كه در بخش مربوط به سيد و انگليسىها در جنگ جهانى اول خواهيم ديد ، سيد در سالهاى نخست آن جنگ جهانگير ، با سخنرانيها ، بيانيهها و نامهنگارىهاى « جهادى » خويش بر ضدّ استعمار انگليس ، هزاران تن رزمندهء شيعه را به مصاف با قشون بريتانيا كشانيد و حتى فرزند ارشد خويش را به خط مقدّم پيكار فرستاد ، و با اين عمل ، كينهء ديرين آنها به خود را بسى ژرفتر و شديدتر ساخت .
ولى انگليسىها ، زمانى كه در جنگ با قشون عثمانى و نيروهاى جهادى شيعه پيروز شده ، عراق را سراسر اشغال كردند و حتى بر نجف چنگ انداختند ، علىرغم كينه و خصومت شديد با سيد ، حرمت وى را ( هرچند صورى و مزوّرانه ) حفظ كردند « 1 » و در واقع نتوانستند انتقام خويش را از وى علنى سازند ، و به خصومت پنهان اكتفا كردند ، و اين نبود جز به علت نفوذ شگرف سيد در اقطار جهان اسلام ، و ترس لندن و سيملا « 2 » از تظاهرات سراسرى اهالى هند و ايران و . . . بر ضدّ تضييقات بريتانيا نسبت به سيد .
هامش
( 1 ) . دراينباره ، در بخش مربوط به مواضع و اقدامات سيد در جنگ جهانى اول ، فصل : « اشغال نجف توسط انگليسىها ، و برخورد سيد » سخن گفتهايم .
( 2 ) . پايتخت ييلاقى حكومت بريتانيا در هند .