مريدان و مقلّدين زياد در ايران داشت و عشاير شيعهء عراق عرب ، از او تقليد مىكردند و او را پيشواى مطلق خود مىدانستند و هرگاه ضرورت ايجاب مىكرد ممكن بود هزارها عرب مسلّح تحت اختيار او گذارند و احكامش را با آهن و آتش پيش ببرند . « 1 »
اين مطلب را در نوشتهء محمد على تهرانى ( كاتوزيان ) ، از فعالان صدر مشروطه در تهران ، نيز مشاهده مىكنيم : « . . . آقا سيد محمد كاظم يزدى . . . در فقه متبحر و عملا زاهد و پارسا بود و عدهء زيادى از اعراب بين النهرين پيروى از او مىكردند و نيز در هندوستان و در ايران پيروان زيادى داشت . . . » . « 2 »
اختلاف ديدگاه ميان سيد و عالمان معاصر وى در عصر مشروطه - كه مردم متدين را در اتخاذ موضع نسبت به مشروطيت طبعا بر سر دوراهى قرار مىداد - نفوذ وسيع و عميق سيد در بين مردم را آشكار ساخت . به نوشتهء كسروى : پس از پخش خبر تهديد سيد كاظم يزدى از سوى مشروطهخواهان نجف به ترور ، عشاير شيعهء اطراف كربلا و نجف به نجف آمدند و « هرروز كه سيد براى نماز به صحن مىآمد چند هزار پيروان از ايرانى و تازى در پشتسرش به نماز مىايستادند ، درحالىكه در پشتسر آخوند بيش از سه تن يافت نمىشد . . . » . « 3 » مهدى ملكزاده نيز مىنويسد : در بحبوحهء مشروطهء اول « عرصه به روحانيون طرفدار مشروطيت » در نجفاشرف « چنان تنگ » شده بود « كه نزديك بود خانهنشين شده و از رفتن به مسجد خوددارى كنند » . « 4 » همچنين نوشتهاند :
نوشتهاند كه : علماى هموزن آخوند خراسانى و اعراب ، غالبا پيرو سيد محمد كاظم بودند . « 5 »
فراتر از اين ، ميرزا يحيى دولتآبادى ( از ديگر مخالفان فكرى و سياسى سيد ) با اشاره به نفوذ تام و يگانهء سيد در جنگ جهانى اول ( سال 1334 ق ) تصريح مىكند كه :
سيد « اكنون در نجف شخص اول است » . نيز مىنويسد : « اكنون كه خود رئيس مسلّم شده طرفى ندارد كه مخالف يا موافق شناخته شود » . « 6 »
نفوذ وسيع اجتماعى سيد در مناطق شيعهنشين ، در گزارش مأموران خارجى عصر وى نيز بازتاب يافته است . در تلگراف سر گرارد لوتر ( كنسول انگليس در بغداد صدر
هامش
( 1 ) . همان : ص 512 .
( 2 ) . مشاهدات و تحليل اجتماعى . . . ، ص 442 .
( 3 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، ص 382 .
( 4 ) . تاريخ انقلاب مشروطيت ايران ، 3 / 512 .
( 5 ) . خاطرات سياسى و تاريخى ، مجموعهء مقالات ، سيد محمد على جمالزاده و . . . ، ص 91 .
( 6 ) . حيات يحيى ، 4 / 13 .