مشروطه ) به لندن مىخوانيم كه : « . . . سيد كاظم يزدى . . . نفوذ قابلملاحظهاى در قفقاز دارد » . « 1 » نيز همو مىنويسد : « متنفذترين شخصيت ( روحانى ) در خارج باكو در ميان مسلمانان قفقاز سيد كاظم يزدى است . . . [ و او ] خيلى مورد احترام است . . . » . « 2 »
ژنرال استورز ، افسر مشهور انگليسى ، نيز كه در جنگ جهانى اول با سيد ديدار و گفتگو داشته ، كلام سيد را « از عراق تا اصفهان ، نافذ » مىشمارد و از « قدرت و نفوذ خارق العاده » و « حسن شهرت او » در ممالك اسلامى ياد مىكند . « 3 »
* كرنش زورمندان در برابر سيد
جلوه يا بازتاب اين نفوذ را ، همچنين ، مىتوان در حرمتى كه حكومتهاى ايران و عثمانى و ديگر نقاط - به اقتضاى مصالح سياسى خويش يا احيانا از روى ايمان و اعتقاد - به سيد مىنهادند مشاهده كرد . به قول آيت اللّه سيد جواد مدرسى :
[ صاحب عروه ] در دربار عثمانى آنقدر نفوذ داشت كه در جنگ بينالملل اول براى تحريض بر جهاد ، باب عالى دست به دامن او مىشد و به يك اشارهء او پاشاى بغداد عزل و نصب مىشد و شريف مكه و حجاز كه خود را در شرف اضمحلال مىديد خود را وابسته به سيد معرفى مىكرد و امراء هند شرف ارادت او را در دل داشتند و گويا به ياد سيد احمد شهيد هندى مىافتادند ( رجوع شود به كتاب سقوط تمدن جهان در اثر انحطاط مسلمين ، تأليف ابو الحسن لكهنويى هندى ) . و اما دربار قاجار طوعا او كرها منقاد او بود . . .
گفته مىشد كه شاه قاجار « سالى چند هزار تومان به آقا سيد كاظم يزدى بهعنوان مال الاجارهء املاك و عمارات دولتى تهران » مىپرداخت « تا نماز او در اين عمارتها صحيح باشد » « 4 » ، و اين امر نشانهاى از تقليد آنها از سيد تلقى شده و با پرداخت مبلغ ياد شده « به دلالت التزام مىفهماندند كه عين » ساختمان « شمس الاماره تمليك شما شده است ، چو ( ن ) شخص متدين تصرف در اموال مشتبهه نمىكند مگر به اين نحو » . « 5 » البته جاى اين بحث وجود دارد كه شاه قاجار ، در اين كار ، از سر اخلاص ، عمل مىكرده و يا
هامش
( 1 ) . تاريخ استقرار مشروطيت در ايران ، ترجمهء حسن معاصر ، ص 1149 .
( 2 ) . تشيع و مشروطيت در ايران . . . ، عبد الهادى حائرى ، ص 116 . متن هردو تلگراف در صفحات آينده خواهد آمد .
( 3 ) . تفصيل گفتار ژنرال استورز در آينده خواهد آمد .
( 4 ) . حيات يحيى ، 3 / 32 .
( 5 ) . سياحت شرق ، زندگىنامهء آقا نجفى ، تصحيح ر . ع . شاكرى ، ص 515 .