حوزه ( از جمله سيد ) گاه در رفع نيازهاى اوليهء طلاب و روحانيون با مشكل روبرو بودند .
مجموع اين امور ، باتوجه به محدوديت بودجه و امكانات سيد ، و خصوصا كاهش يافتن اين امكانات در مواقع بحران ( نظير اغتشاشات عصر مشروطه ) ، سختىها و مشكلات فراوانى را براى او پيش مىآورد كه ناگزير بود با رو زدن به اين و آن ، گره از مشكل خلق بگشايد . بويژه در سالهاى جنگ جهانى اول ، كه آتش جنگ به درون عراق كشيده شد و براى مدتى مديد ، كليهء راهها مسدود گرديد و مخارج تأمين نيازهاى جنگ و مجاهدين نيز بر مخارج پيشين افزوده شد ، سيد به لحاظ اقتصادى در تنگناى بسيار سختى قرار گرفت و در رساندن كمكهاى معمول خود به طلاب حوزه و نيز نيازمندان بيرون از حوزه شديدا دچار مشكل شد ، كه اين امر در نامهها و مكتوبات وى و دستيارانش در آن ايام ، كاملا بازتاب دارد .
نامهء زير ، كه توسط آقا سيد محمد ، فرزند ارشد سيد ، در صدر مشروطيت ( حدود جمادى الثانيه 1324 ق ) براى يكى از علماى شاخص تهران ( مير سيد حسين قمى يا سيد ريحان اللّه كشفى ) ارسال شده ، به خوبى از محظورات اقتصادى سيد در جريان اغتشاشات عصر مشروطه خبر مىدهد :
عرض مىشود : هفتهء گذشته شرحى در گرفتارى خير الحاج حاجى احمد لارى « 1 » معروض و به انضمام دستخط حضرت حجة الاسلام و المسلمين آقاى والد مدّ ظلّه العالى انفاد « 2 » حضور مبارك نمودم . ان شاء اللّه تعالى اقدامات نافعه در آن فرموده و امر را انجام مىفرماييد . مجددا اظهار مىدارم اين اوقات حضرت حجة الاسلام مدّ ظلّه العالى مطمع عامّهء فقراء و ضعفاى عراق و فوق العاده گرفتار شدهاند و راه گريزى هم از آن نيست . زيرا كه اليوم كسى كه كفالت اين مقوله امورات نمايند منحصر به ايشان است و ناچار بايد همراهى و رعايت فرمايند ، و واردات ايشان وافى به اين كيفيت و اين مقدار عوارض نيست ، بلكه مصارف شخصيهء اخوى اكرم صفى جناب مستطاب شريعتمدار آقاى آقا سيد على دامت بركاته [ ركن دفتر سيد در تهران بدان روزگار ] هم بايد از اينجا تبريز و معيّن شود .
خيلى مورد تحيّر و تعجب است باوجود امثال آن جناب در مثل طهران كه محلّ
هامش
( 1 ) . بنا به توضيح مرحوم حاج سيد عبد العزيز طباطبايى ( حفيد مرحوم صاحب عروه ) : حاج احمد لارى ، از تجّار خيّر يزد ، و از مربوطين با سيد و مورد علاقه و التفات ايشان بود و چندى را در نجف اقامت داشت . توصيهء مزبور ظاهرا مربوط به روزگارى است كه وى ورشكست شده بود و نياز به كمك داشت .
( 2 ) . در اصل : انفاذ .