به اقدام مدبّرانه و مشهور وى در دوران محاصرهء نجف توسط قواى بريتانيا ( در اواخر جنگ جهانى اول ) جهت حفظ جان مردم آن شهر اشاره كرد .
* مردم نجف ، اهلوعيال منند !
در ايام محاصرهء سخت نجف از سوى نظاميان انگليسى ، دولت بريتانيا در هند و ايران و ديگر نقاط ، از سوى انبوه شيعيان براى آزادى سيد از حصر نظامى ، شديدا زير فشار قرار گرفت . ديپلماسى پرمكر لندن نيز « مقابلهء آشكار و مستقيم » با احساسات و عقايد مردم را به مصلحت استعمارى آن كشور نمىديد . ازاينروى ، انگليسىها به حضور مرحوم سيد رسيده و به ايشان پيشنهاد دادند كه همراه عائلهء خويش ، نجف را به سوى كوفه ترك گفته و خود و ايشان را از سختى مضاعف زندگى در نجف خلاصى بخشد ، و مردم خاطى و عاصى نجف را با انگليسىها تنها گذارد .
سيد از قبول اين پيشنهاد سر باز زد و گفت :
مردم نجف ، اهل بيت منند ، پس من نيز خارج نمىشوم . بگذار آنچه كه به اهل بيتم مىرسد به من نيز برسد . « 1 »
و با اين سخن استوار ، اهل نجف را از آسيب انتقام قشون فاتح - كه چشمش را خون گرفته بود - مصون داشت . چه ، با نفوذ عميقى كه سيد در اقطار جهان اسلام داشت ، انگليسىها صلاح نمىديدند كه صريحا و رسما متعرّض وى شوند و با اين كار ، احساسات منفى شيعيان جهان را ( خاصّه در مستعمرهء آشوبزدهء آن روز هند ) بر ضدّ خويش شديدا تحريك كنند . اين بود كه سپر انداختند و به محاصرهء نظامى نجف پايان دادند .
* كمكرسانى به مردم خصوصا در مواقع بحران
در ميان مراجع بزرگ تقليد ، سيد از شخصيتهايى بود كه عموم مستحقان و نيازمندان را ( چه روحانى و چه غيرروحانى ) بهطور همزمان و توأمان ، مدّنظر داشت و مىكوشيد كه نيازهاى ضرورى مادّىشان را برآورده سازد . و اين در حالى بود كه ، در آن روزگاران ، طلاب و فضلاى حوزهء علميه نوعا گرفتار فقر و تهيدستى بودند و رهبران
هامش
( 1 ) . اين جريان ، معروف است و در مآخذ گوناگون ، از آن جمله : كتاب پندهايى از رفتار علماى اسلام ، نوشتهء آيت اللّه سيد محمد شيرازى ، ترجمهء عبد الرسول مجيدى ، ص 14 آمده است .