نكند با انقضاء عده و يا موت مرتد فسخ مىشود يعنى انقضاء عده يا موت به نحو نقل حاكى از انفساخ عقد باشد از هنگام تمام شدن عده يا موت او ، لكن اين تصوير هم با روايت كه مىگويد تبين عنه زوجته و اينكه بينونتشان مثل مطلقه ثلاثا است نمىسازد ، چرا كه مفاد اين تصوير اين است كه زن هنوز - يعنى تا قبل از انقضاء عده يا موت او - زن است و بعداً از زوجيت بيرون مىرود و لذا اگر به نحو نقل باشد اصلا نمىسازد .
و اما اگر بخواهد به نحو كشف باشد يعنى بگوييم كه تبين منه زوجته ظاهرا و شرط بينونت زوجه به سبب ارتداد بقاء ارتداد تا انقضاء عده و يا موت او باشد و ما بخواهيم با استصحاب بقاء ارتداد به حكم ظاهرى بگوييم كه اين زن به صرف ارتداد شوهرش جدا مىشود ، اين حرف هم با تبين منه زوجته و تشبيه آن به مطلقه ثلاثا نمىسازد و خيلى مستبعد است ، چرا كه مشبّه به آن حكم واقعى است ولى مشبّه ، حكم ظاهرى مىشود ، بنابراين ، اين تصوير هم كه در معمول كلمات آقايان هست درست نيست .
تصوير سوم : اين است كه زن به صورت متزلزل مثل طلاق رجعى از زوجيت خارج شده است و در نتيجه همين حالت برزخى بودن است كه ارث زوجيت را مىبرد ، پس مىگوييم كه در اينجا هم يك حالت برزخى است يعنى از زوجيت خارج شده و جدا هم شده است ولى چون با نفس اسلام آوردن زوج ديگر احتياج به عقد جديد ندارد و مسلمان كه شد خود به خود زوجيت بر مىگردد پس مثل طلاق رجعى ارث زوجيت را مىبرد و به نظر مىرسد كه اين تصوير به حسب جمع بين ادله اقرب فروض است .
خلاصه : به نظر مىرسد كه اصح تصاوير عبارت از اين است كه ارتداد شبيه به مسأله طلاق رجعى است و عدهاش هم همان عده فوق است و ارث هم مىبرد .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5324
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٥٣٢٤