تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5299

مساهمون:

ص٥٢٩٩

1 - تفاوت شاهد جمع با انقلاب نسبت

در مواردى كه روايات متعارض وجود داشته باشد و يك روايتى در بين باشد كه ناظر به هر دو روايت متعارض باشد ، آن روايت ناظر را شاهد جمع مىخوانند و همه قبول دارند كه چنين روايتى ، تعارض بين آن دو روايت را از بين مىبرد . مثل اينكه روايتى بگويد : « اكرم العلماء » و روايتى بگويد كه « لا تكرم العلماء » و يك روايتى وارد شده باشد كه « اكرم العلماء العادل و لا تكرم العالم الفاسق » . و اما اگر در مقابل دو روايت متعارض ، يك روايتى وارد بشود كه ناظر به يكى از آن دو روايت متعارض باشد و موجب انقلاب نسبت بين آن و روايت ديگر بشود مثل اينكه وارد بشود كه « لا تكرم الفُسّاق من العلماء » - بنابراين كه مفهوم نداشته باشد - كه اين دليل با عموم « اكرم العلماء » منافات دارد ، پس آن را تخصيص مىزنند و نتيجه مىشود « اكرم العلماء غير الفساق » ، پس نسبت آن با روايت ديگر كه مىگفت « لا تكرم العلماء » و نسبتشان با هم تباين بود ، تبديل مىشود به خاص و عام و در نتيجه تعارض ميان آنها از بين مىرود ، لكن جواز چنين جمعى كه معروف به انقلاب نسبت است محل خلاف است .

2 - وجه حمل روايت حضرمى بر مرتد ملى

آقايان از جمله فيض در اينجا گفته‌اند كه ما در اينجا چند دسته روايات داريم كه يك دسته مىگويد مرتد كشته مىشود و توبه ندارد ، و قيد ملى يا فطرى در آنها نيست . و دسته ديگر كه از جمله آنها روايت ابى بكر حضرمى است مىگويد : مرتد استتابه مىشود ، اگر توبه نكرد ، كشته مىشود ، كه اينها هم قيد ملى يا فطرى را ندارند دسته سومى هم هست كه مىگويند : مرتد فطرى كشته مىشود ، ابتداءً به نظر مىرسد كه اينها با هم تعارض دارند ، لكن در مقام ، صحيحه على بن جعفر وجود دارد ، كه شاهد جمع بين روايات متعارض است و اقتضاء مىكند كه روايت ابى بكر حضرمى را حمل بر مرتد ملى بنماييم . و متن آن چنين است :