اول : مرحوم صدوق در فقيه مرسلًا نقل نموده و ظاهر نقل او اين است كه به مضمون آن فتوا داده است .
دوم : شيخ در امالى كه سندش به برادر دعبل منتهى شده و او از امام رضا عليه السلام نقل مىكند كه صاحب حدائق براى ردّ كلام شهيد به آن تمسك نموده است .
و لكن اشكال صاحب حدائق وارد نيست ، چون مرحوم شيخ اين روايت را از هلال حفار « 1 » نقل نموده و او سنى است و شايد ايشان به مجرد اينكه ديدهاند روايت از امام رضا عليه السلام است به آن اكتفا نموده ، و روايت را عامى قلمداد نكردهاند .
آنچه مىشود نقض بر شهيد دانست كه مىگويد روايت عامى است و از طريق ما نقل نشده ، روايت سوم و چهارم است .
سوم : در تفسير عياشى ذيل آيه 106 سوره مائده ( در مورد شاهد گرفتن بر وصيت ، كه اگر فرد مسلمان ميسر نبود غير مسلمان كافى است ) آمده :
عن على بن سالم عن رجلٍ عن ابى عبد الله عليه السلام قال : . . . و اللذان من غيركم من اهل الكتاب ، فان لم تجدوا من اهل الكتاب فمن المجوس ، لان رسول الله صلى الله عليه و آله قال : و سنّوا فى المجوس سنة اهل الكتاب فى الجزيه . . . « 2 » .
چهارم : عن ابن الفضيل عن ابى الحسن عليه السلام قال : . . . و اللذان من غيركم من اهل الكتاب ، فان لم تجدوا من اهل الكتاب فمن المجوس ، لانّ رسول الله صلى الله عليه و آله قال : سنّوا بهم سنة اهل الكتاب . . . « 3 »
تفسير عياشى از تفاسير ارزندهاى است كه مضامين خيلى خوبى دارد ولى متأسفانه آن كسى كه اين كتاب در دست او بوده ، جز در مواردى كه بعضى از قسمتهاى سند را ذكر مىكند معمولًا سند روايات آن را حذف كرده ، و كتاب
هامش
( 1 ) - شرح حال او در كتب معمولى رجالى نيست ولى در كتب عامه مثل تاريخ بغداد هست و احتمال شيعه بودن او اصلًا مطرح نمىباشد .
گفتنى است نقل روايت از ائمه اطهار توسط عامه يك امر عادى بوده است ، چون ائمه ما نوعاً مورد قبول عامه بوده و از آنها اخذ حديث مىكردند . رواياتى كه غير اماميه از ائمه ما اخذ كردهاند ، بسيار فراوان است . اين روايات جمعآورى شده كه قريب به بيست مجلد مىشود و تاكنون يك مجلد آن چاپ شده است .
( 2 ) - تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 348 ، ح 218 .
( 3 ) - تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 349 ، ح 219 .