مىدهيم ، سر از تناقض در مىآورد . زيرا نفى و اثبات به حسب شرايطى كه خطاب در آنها صادر شده ، تفاوت پيدا مىكند . و چون جمع شرايط مختلف در يك جا ممكن نيست ، جمع كلامهاى صادر شده در آن شرايط ، تناقض را در پى خواهد داشت .
به عنوان مثال : در محفلى علمى كه درباره قدرت تدريس يا اجتهاد افراد مذاكره مىشود ، اگر بگويند : زيد بىسواد است ، و او از اين قدرت علمى بىبهره باشد ، مطلب درستى گفته شده است ؛ همچنين در محل دور افتادهاى كه براى خواندن يك اعلاميه در جستجوى فرد باسوادى هستند ، چنانچه بگويند زيد با سواد است ، و زيد قدرت خواندن داشته باشد ، باز مطلب درستى گفتهاند ، در حالى كه جمع اين دو كلام ( زيد بىسواد است ، زيد با سواد است ) در كلام واحد ، به دليل وجود تناقض ، صحيح نخواهد بود .
بسيارى از روايات به ظاهر متعارض كه با مناط « قرار دادن در كلام واحد » ، سر از تناقض در آورده و به نظر مرحوم آقاى خويى فاقد جمع عرفى است ، از همين قبيل است و چنانچه با دقت و تأمل ، موقف و موطن صدور آنها را بازيابيم ، داراى جمع عرفى بوده و نيازى به مراجعه به اخبار علاجيه نخواهد بود .
3 ) نظر استاد مد ظله در جمع بين روايات مسأله :
بر اين اساس ، گرچه قول به جواز عقد انقطاعى مجوسيه - بر خلاف كلام صيمرى در غاية المرام كه آن را به مشهور نسبت داده ، و خلافاً لكلام شهيد ثانى كه آن را مشهور بين متأخرين دانسته - قول مشهورى نيست ، ليكن همچنان كه بسيارى از علماء مثل شيخ طوسى ، علامه ، محقق كركى ، مجلسى اول ، سبزوارى ، فيض ، صاحب حدائق و برخى ديگر به آن فتوى دادهاند ، به نظر ما قولى صحيح و وجه جمع مناسبى براى روايات مانعه و مجوّزه خواهد بود .