نكاحهاى جاهلى - مانند نكاح شغار - خوددارى كنيد . بنابراين ، خود آيه ، مستقلا دليل نيست ، مگر با استناد به شواهد ديگرى معلوم شود كه ازدواج با مادر زن در آن ، دوران موسوم بوده است - همچنانكه از برخى از روايات به دست مىآيد - و الا اين آيه فى نفسه موارد ازدواجهاى جاهلى را روشن نمىكند .
و اگر اين استظهار پذيرفته نشود لااقل احتمال آن وجود دارد و با وجود چنين احتمالى نمىتوان به آيه استدلال كرد .
پاسخ استاد - مد ظله - به استدلال طبرى
اگر مراد از آيه ، نهى از ازدواج با زنانى كه زوجهء پدران بودهاند باشد ، لازمهاش اين نيست كه حتماً « من نكح » گفته شود همان گونه كه نظير اين نيز در خود آيات نكاح آمده است .
« وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ »
« 1 » -
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ
« 2 » -
وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ
« 3 » ، و غير ذلك ، در همهء اين موارد از اصناف زنان با « ما » موصوله تعبير شده است نه « من » . پس ذكر « ما » براى زنان نمىتواند قرينه باشد كه « ما » حتماً مصدريه است و ارادهء « ما » موصوله خالى از اشكال است .
بلكه با توجه به آيات بعد كه اصناف خاصى از زنان مانند عمه و خاله و غيرهما بر مردان حرام شده ، مىتوان احتمال ارادهء « ما » مصدريه را نيز دفع نمود . زيرا مراد از آيهء
« حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ . . . »
مسلّماً عمه و خالهء شخصى افراد است يعنى عمه و خالهء هر شخص بر خود او حرام است نه كلى عمهها و خالههايى كه در زمان جاهليت ازدواج مىكردهاند . لذا مراد از آباء در آيهء مورد بحث كه در همين سياق آمده نيز پدر شخصى ، هر كسى است ، نه پدران پيشين
هامش
( 1 ) سورة النساء آيهء 25
( 2 ) سورة النساء آيهء 3
( 3 ) سورهء النساء آية 24