7 -
« لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ
. . .
وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا »
« 1 » مراد اين است كه با مشركات و مشركين ازدواج نكنيد ، نه اينكه مشركات را وطى نكنيد و مشركين را واطى قرار ندهيد . و اگر ايمان آوردند وطى كردن مشركات و واطى قرار دادن مشركين مانعى ندارد !
8 -
« وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ »
« 2 » يعنى اجعلوهم ناكحاً و چون ناكح قرار دادن كنيزان به معناى ازدواج است و نمىتواند به معناى وطى باشد قرينه است كه مراد از نكاح در اين آيه ، ازدواج است .
9 -
« وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتابُ أَجَلَهُ »
« 3 » در اين آيه ، پيش از تمام شدن زمان عده ، از ازدواج با آنها نهى مىكند نه از وطى .
بقيه موارد نيز ظاهر در همين معنا است .
بعلاوه ، در خصوص همين آيهء مورد بحث قرينه ديگرى هست ، آيات قبل كه راجع به احكام اصل ازدواج است و آيات بعد كه مربوط به حرمت ازدواج با اصنافى از زنان است
( حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ . . . )
، در « ازدواج » ظهور دارد . تنها در آيهء
« الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً . . . . »
اختلاف نظر است ، و ما در مباحث سابق استظهار كرديم كه آن هم به معناى ازدواج است نه وطى . بنابراين ، استدلال به آيه براى حرمت ازدواج با مطلق زوجهء پدر و لو غير مدخوله تمام است .
جواب مرحوم آقاى خويى ( ره ) به اشكال مرحوم آقاى حكيم ( ره )
ايشان از اشكال چنين جواب مىدهند : كه « نكاح » به ويژه اگر متعلق نهى قرار گيرد ، ظاهر در مطلق تزويج است كه شامل عقد بدون دخول هم مىگردد ، خواه وطى هم صورت بگيرد يا نه و ادعاى اينكه اين كلمه به معناى خصوص وطى باشد جداً بعيد
هامش
( 1 ) سورة البقرة آيه 221
( 2 ) سورة النور آية 32
( 3 ) سورة البقرة آيه 235