يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ
، فنهاهم أن ينظروا الى عوراتهم و أن ينظر المرء الى فرج أخيه و يحفظ فرجه أن ينظر اليه . . . »
ايشان مىفرمايند « 1 » كه واژهء « عورت » لفظى مشترك است كه هم در معناى « سوأتين » به كار مىرود و هم به زن اطلاق مىشود . اين اطلاق در روايت نيز وجود دارد ، مانند : « النّساء عيٌّ و عورة » و بعلاوه در زبانهاى مختلف ، از جمله فارسى ، تركى و عربى شيوع بسيار دارد .
در تقريب كلام ايشان مىتوان گفت كه در مفردات راغب آمده : « العورة سوأةُ الانسان و ذلك كناية و اصلها من العار و ذلك لما يحلق فى ظهوره من العار أى المذمّة ، و لذلك سمّى النساء عورةً . . . » « 2 » همچنين صاحب « تاج العروس فى شرح القاموس » از كتاب ديگر مصنف يعنى « بصائر ذوى التمييز » مشابه اين را نقل كرده است . نيز در مجمع البحرين آمده : « و العورة النساء و منه الحديث المرأة عي و عوره ، جعلها نفسها . . . » در نهايه ابن اثير و ساير كتب لغت نيز مشابه اين آمده است . خلاصه به نظر ايشان يكى از معانى عورت زن است .
بعد ايشان فرمودهاند كه در اين روايت قرينه وجود دارد كه مراد از عورت خود زن است نه سوأه و آن قرينه اين است كه اگر مراد از عورت را سوأه بدانيم ، لازمهء آن تكرار غير مفيد است ، زيرا در آن صورت مفاد دو جملهء « أن ينظروا الى عوراتهم » و « أن ينظر المرء الى فرج أخيه » يكسان خواهد شد . براى آنكه چنين تالى فاسدى پيش نيايد ، به ناچار بايد مراد از عوراتهم را « زنهايشان » بدانيم . در اين صورت مفهوم روايت اين خواهد شد كه مؤمنان به زنان يكديگر نگاه نكنند و به فروج مماثلين خود نيز نگاه نكنند .
بنابراين روايت نه تنها مؤيّد كلام مرحوم آقاى حكيم نيست ، بلكه بر ضد
هامش
( 1 ) به تقريرات درس ايشان نوشتهء آقاى مؤمن رجوع شود .
( 2 ) رجوع شود به راغب ذيل « عور »