خفض ( پايين افكندن ) و ديگرى به معنى نقصان ، و بنابر هر يك از اين دو معنا مىتواند غضّ عين كنايه از نگاه نكردن به طرف مقابل باشد ، بنابر معناى اوّل اين امر روشن است زيرا با زير افكندن نگاه طرف روبرو ديده نمىشود و امّا معناى دوم نيز مراد از ناقص كردن عين ، ناقص ساختن آن از نگاه به طرف مقابل است كه اين امر به مفهوم نگاه نكردن خواهد انجاميد .
بهر حال اگر كتب لغت هم بر خلاف استعمالات مطلبى بگويند پذيرفتنى نيست .
9 ) خلاصه بحث
مراد از غضّ بصر زير افكندن چشم و شكستن چشم و در نتيجه نگاه نكردن مىباشد ، البته وقتى ما مىگوييم غضّ بصر كرد معناى آن اين است كه چشم موجود است ولى چون شكسته شده و زير انداخته شد اثر مطلوب آن كه نگاه كردن به روبرو است از بين رفته و در واقع چشم - كأنّه - ناقص شده است ، همينطور در «
اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ
» هم اصل صوت موجود است ولى به گونه ناقص نه كامل « 1 » .
پس از اين ناحيه اشكالى در دلالت آيه غضّ نيست البته اين كه متعلق غضّ چيست و آيا عموميت دارد يا خير ؟ و آيا حكم آيه الزامى است يا غير الزامى ؟
مىبايست مورد بحث قرار بگيرد كه پيشتر درباره برخى از اين امور بحث شده و در آينده نيز درباره آن بحث خواهيم كرد ، « إن شاء الله تعالى »
ضميمه درس شماره 44 : عبائر برخى از لغويان در كلمهء غضّ
كتاب العين منسوب به خليل بن احمد :
« الغض و الغضاضة : الفتور فى الطرف ،
هامش
آورده و احتمال منافات داشتن برخى از آنها را با كلام استاد - مد ظلّه - پاسخ خواهيم داد .
( 1 ) به نظر مىرسد كه برخى با مقايسه «اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ» ويَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ» و اين كه در غضّ صوت ، صوت به صورت ناقص وجود دارد چنين گمان بردهاند كه در غضّ بصر ، هم مىبايست نگاه به صورت ناقص وجود داشته باشد ، ولى اين مقايسه نادرست است زيرا بصر به معناى نگاه ( كه فعلى از افعال چشم است و اثر چشم به شمار مىآيد ) نيست بكله به معناى خود چشم ( و يا قوه بينايى ) مىباشد و چنانچه استاد - مد ظلّه - اشاره كردهاند در غضّ بصر هم چشم از بين نمىرود بلكه به علّت عدم ترتب اثر مطلوب بر آن ناقص بشمار مىآيد ، بصر در مقابل سمع و اذن است نه در مقابل صوت ، و در مقابل صوت ، نظر قرار دارد و اگر در آيه گفته شده بود :يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ، قهراً معناى آن نگاه نيمكاره كردن بود و بر اصل وجود نگاه دلالت داشت ، ولى آيه شريفه بدين گونه نيست .